تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ديگران : كه چشم خويش نگاه دارد ، و اگر كسى عورت برهنه كند ، بر وى حسبت كند ، چون بيمى نباشد ، چه اگر نكند عاصى گردد ، و هر كه اين نكند از گرمابه عاصى بيرون آيد . و از ابن عمر ( رض ) حكايت كنند كه اندر گرمابه نشسته بود روزى - روى در ديوار كرده و چيزى به چشم باز بسته . و بر زنان همين واجب بود . و نهى آمده است نان را به گرمابه خوردن ، الّا به عذرى ظاهر . و امّا سنتها آن است كه اوّل نيت كند كه سنّت به جاى مىآرم تا به وقت نماز آراسته باشم نه براى چشم خلق را . و سيم گرمابه‌بان از پيش بدهد تا وى را دل خوش بود به آب ريختن وى ، و وى بداند كه چه به وى مىدهد . پس پاى چپ فرا پيش نهد ، چون در شود بگويد : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اعوذ باللّه من الرّجس النّجس الخبيث المخبث الشّيطان الرّجيم « 1 » ، از بهر آنكه گرمابه جاى شيطان است . پس جهد كند كه گرمابه خالى كنند براى وى ، يا وقتى شود كه خالىتر بود . پس زود در خانهء گرم نشود تا بيشتر عرق كند ، و چون در شود [ هر دو ] دست بشويد در وقت . و آب بسيار نريزد ، چندان ريزد كه اگر گرمابه‌بان بيند كراهيتش نيايد . و چون در شود سلام نكند ، و اگر دست فرا گيرد [ 1 ] باكى نبود ، و اگر كسى سلام كند جواب دهد : عافاك اللّه ، و سخن بسيار نگويد . و اگر قرآن خواند آهسته خواند ، و آواز بر ندارد ، و اگر از شيطان استعاذت كند به آواز روا باشد . و وقت نماز شام و فرو شدن آفتاب ، و ميان نماز شام و خفتن به گرمابه نشود كه اين وقت انتشار شيطان بود . و چون در خانهء گرم شود از آتش دوزخ ياد كند ، و يك ساعت يا زيادت بنشيند تا بداند كه زندان دوزخ چون خواهد بود ، بلكه عاقل آن بود كه اندر هر چه نگاه كند ، ياد آرد آخرت را : و اگر تاريكى بيند ظلمت گور بيند ، و اگر مارى بيند از مارهاى دوزخ ياد كند ، و اگر صورتى سهمناك بيند
هامش
[ 1 ] دست فرا گرفتن ، مصافحه كردن ( براى اظهار دوستى دو دست را لاى دو دست كسى بردن يا بر آن كشيدن ) . ( 1 ) ص 147 - ح 2 .