در خبر است كه بدترين پيران آناناند كه خويشتن را به جوانان مانند كنند ، و بهترين جوانان آناناند كه خويشتن را به پيران مانند كنند ، و به سبب اين نهى است كه اين تلبيسى است به غرضى فاسد .
دوم - خضاب به سرخى و زردى است ، و اين اگر غازيان كنند تا كافران بر ايشان دلير نشوند و به چشم ضعيفى و پيرى بديشان ننگرند ، اين سنّت بود .
و بدين غرض ، بعضى از علما نيز به سياهى خضاب كردهاند . اما اگر اين غرض نباشد هم تلبيس بود ، و روا نباشد .
سوم - سپيد كردن محاسن به گوگرد تا پندارند كه پير شده است و حرمت وى بيش دارند . و اين حماقت بود ، كه حرمت به علم و عقل باشد ، نه به پيرى و جوانى . و أنس مالك ( رض ) مىگويد كه رسول خدا ( ص ) فرمان يافت [ 1 ] و برفت و در همهء موى وى بيست موى سپيد نبود .
چهارم - آنكه موى سپيد از محاسن ببرد ، و از پيرى ننگ دارد ، و اين چنان است كه از نورى كه خداى - تعالى - به دو داده است ، از آن ننگ مىدارد ، و اين از جهل باشد .
پنجم - كندن موى به حكم هوس و سودا ، در ابتداى جوانى ، تا به صورت بىريشان نمايد ، و اين از جهل باشد ، كه خداى - تعالى - را فريشتگاناند كه تسبيح ايشان اين باشد كه گويند : سبحان من زيّن الرّجال باللّحى و النّساء بالذّوائب ، پاك است آن خداى كه مردان را به محاسن و زنان را به گيسو بياراست .
ششم - محاسن را به ناخنپيراه گرد بكردن - چون دم كبوتر - تا در چشم
هامش
[ 1 ] فرمان يافتن ، در گذشتن .