تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
نتواند ، روا باشد كه زيادت كند ، چندانكه غبار به جملهء دست برسد . چون بدين تيمّم يك فريضه بگزارد ، چندانكه خواهد سنّت مىكند [ 1 ] . اما اگر فريضه‌اى ديگر خواهد كه كند ، تيمّمى ديگر ببايد كرد .

قسم سوم - طهارت از فضلات تن . و آن دو نوع است :

نوع اول - شوخها ،

چون شوخ كه در ميان موى سر و محاسن باشد . و اين به شانه و آب و گل گرمابه ازالت بايد كرد - و هرگز در سفر و حضر شانه از رسول ( ص ) جدا نبودى . و پاك داشتن خود را از آن شوخها سنّت است . و ديگر آنچه در گوشهء چشم گرد آيد : در وقت وضو به انگشت ازالت بايد كرد . و ديگر آنچه در گوش بود : چون از گرمابه برآيد آن را تعهّد بايد كرد . و ديگر آنچه در بينى باشد و بر دندان بود از زردى : و اين به مسواك و مضمضه و استنشاق بشود . و ديگر آنچه بر بند انگشتان گرد آيد و بر پشت پاى و پاشنه و آن كه در سر ناخن بود و آن كه بر همهء تن باشد : ازالت اين همه سنّت است . و بدان كه چون بر جايى شوخ باشد طهارت باطل نشود ، و آن [ 2 ] ، آب را از پوست مانع نباشد ، مگر كه بسيار شود در زير ناخن - بر خلاف عادت - آنگاه باشد كه مانع بود . و پاكى از اين شوخها به آب گرم و گل گرمابه سنّت است .

فصل - آداب گرمابه

هر كه در گرمابه شود چهار چيز بر وى واجب آيد ، و ده سنّت : دو واجب در عورت وى : كه از ناف تا زانو از چشمها پوشيده دارد ، و از دست قائم نيز نگاه دارد ، كه بسودن از ديدن فراتر است . و دو [ 3 ] در عورت
هامش
[ 1 ] با همان تيمم هر چه بخواهد . نماز مستحب ( نافله ) مىتواند بگزارد . [ 2 ] شوخ . [ 3 ] دو واجب .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 153 | الغزالي