از منكر و نكير و از زبانيهء دوزخ ياد كند ، و اگر آوازهاى صعب شنود از نفخهء صور ياد آرد ، و اگر ردّ و قبول بيند در كارى از ردّ و قبول آخرت ياد آرد .
و سنّتهاى شرعى اين است .
اما از جهت طب گفتهاند كه : هر ماه يك بار آهك به كار داشتن سودمند بود و چون بيرون خواهد آمد اگر آب سرد بر پاى ريزد از نقرس ايمن بود ، و درد سر نخيزد . و آب سرد بر سر نريزد . و چون از گرمابه بيرون آيد به تابستان و بخسبد ، به جاى شربتى كار كند .
نوع دوم - اما جنس ديگر ، پاكى است از فضلات تن .
و آن هفت است :
اول - موى سر است . و ستردن آن اولىتر و به پاكى نزديكتر ، مگر اهل شرف [ 1 ] را . و اما بعضى ستردن و هر جاى مويى پراكنده بگذاشتن - بر عادت لشكريان [ 2 ] - كراهيت و نهى آمده است از آن .
دوم - موى سبلت با لب راست داشتن سنّت است ، و فرو گذاشتن نهى است .
سوم - موى زير دست [ 3 ] ، به هر چهل روز بركندن آن سنّت است ، و چون در ابتدا عادت كند آسان باشد ، پس اگر عادت نكرده باشد ستردن اولىتر باشد تا خويشتن را تعذيب نكرده باشد .
چهارم - موى عورت است ، و ازالت آن به آهك يا بستردن سنّت است ، و بايد
هامش
[ 1 ] مقصود شريفان و علويان است كه خود را از فرزندان پيامبر اسلام مىدانستند و شعارشان گيسوى بلند بوده است .
[ 2 ] در « احياء » و ترجمهء آن « شطاران » آمده است ، ولى در متن كيمياى سعادت در همهء نسخ « لشكريان » آمده و همين ضبط درست است ، چون « كيمياى سعادت » ترجمهء « احياء » نيست .
[ 3 ] زيربغل .