قدرت
و باز آنكه مانند هيچ چيز نيست ، بر همه چيزها قادر است ، و توانايى وى بر كمال است ، كه هيچ عجز و نقصان و ضعف را بدان راه نيست ، بلكه هر چه خواست كرد ، و هر چه خواهد كند . و هفت آسمان و زمين و عرش و كرسى و هر چه هست ، همه در قبضهء قدرت وى مقهور و مسخّر است . و به - دست هيچ كس هيچ چيز نيست . و وى را در آفرينش هيچ ياور و هنباز نيست .
علم
و وى داناست بر هر چه دانستنى است ، و علم وى به همه چيزها محيط است . و از عُلى تا ثرى هيچ چيز بىدانش وى نرود ، چه ، همه از وى رود و از قدرت وى پديد آيد ، بلكه عدد ريگ بيابان و برگ درختان و عدد انديشهء دلها و ذرّههاى زمين و هوا در علم وى همچنان مكشوف است كه عدد آسمانها .
ارادت
و هر چه در عالم است ، همه به خواست و ارادت وى است . هيچ - چيز - از اندك و بسيار ، خرد و بزرگ ، و خير و شر ، و طاعت و معصيت ، و كفر و ايمان ، و سود و زيان ، و زيادت و نقصان ، و رنج و راحت ، و بيمارى و تندرستى - نرود الّا به تقدير و مشيت وى و به قضا و حكم وى . اگر همه عالم فراهم آيند - از جنّ و انس و شياطين و ملايكه - تا يك ذرّه از عالم بجنبانند يا بر جاى بدارند يا بيش كنند يا كم كنند بىخواست وى ، همه عاجز باشند و نتوانند ، بلكه جز آن كه وى خواهد در وجود نيايد ، و هر چه وى خواست كه بباشد هيچ چيز و هيچ كس دفع آن نتوانند كرد : هر چه هست و هر چه بود و هر چه باشد ، همه به تدبير و تقدير وى است .