تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

سمع و بصر

و چنان كه داناست به هر چه دانستنى است ، بينا و شنواست به هر چه ديدنى است و شنيدنى است . و دور و نزديك در شنوايى وى برابر بود ، و تاريك و روشن در بينايى وى برابر بود . و آواز پاى مورچه‌اى كه در شب تاريك برود ، از شنوايى وى بيرون نشود ، و رنگ و صورت كرمى كه در تحت الثّرى [ 1 ] بود از ديدار وى بيرون نبود . و ديدار وى به چشم نبود ، و شنوايى وى به گوش نبود ، چنان كه دانش وى به انديشه و تدبير نبود ، و آفريدن وى به آلت نبود .

كلام

و فرمان وى بر همه خلق واجب است . و خبر وى - از هر چه خبر داده - است - راست است . و وعده و وعيد وى حقّ است . و فرمان و خبر و وعد و وعيد همه سخن وى است . و وى چنان كه زنده و دانا و توانا و بينا و شنواست ، گوياست : با موسى ( ع ) سخن گفت بىواسطه . و سخن وى به كام و زبان و لب و دندان نبود . و چنان كه سخن در دل آدمى بود ، حرف و صوت نيست - يعنى كه آواز بريده نيست - سخن حق - تعالى - پاك‌تر و منزّه‌تر است از اين صفت . و قرآن و تورات و انجيل و زبور و همهء كتب پيغامبران سخن وى است ، و سخن وى صفت وى است ، و همه صفات وى قديم است و هميشه بوده است [ 2 ] . و چنان كه ذات ايزد - سبحانه و تعالى - در دل ما معلوم است و بر زبان ما مذكور ، و علم ما آفريده و معلوم قديم ، و ذكر ما آفريده و مذكور قديم ، ذات سخن او همچنين قديم است و در دل ما محفوظ و بر زبان ما مقروء و در مصحف مكتوب ، و محفوظ نامخلوق و حفظ مخلوق ، و مقروء نامخلوق و قرائت مخلوق ، و مكتوب نامخلوق و كتابت مخلوق .
هامش
[ 1 ] تحت الثرى ، زير خاك . [ 2 ] بيان عقيدهء اشعريان است كه قرآن را قديم مىدانند .