مطعوم و مشروب و غير آن است ، و حاصل دوزخ آتش و مار و كژدم و زقّوم و غير آن . و صفت اين هر دو در قرآن و اخبار مشهور است ، و فهم همگنان آن را دريابد . و تفصيل آن در كتاب « ذكر الموت » از كتب احياء گفته آمد ، و اينجا بر - اين اقتصار كنيم كه حقيقت مرگ شرح كنيم و به معنى بهشت و دوزخ روحانى اشارت كنيم ، كه اين هر كس نشناسد .
و اين كه گفت : اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر [ 1 ] در بهشت روحانى بود . و از درون دل روزنى هست به عالم ملكوت كه از آن روزن اين معانى آشكارا شود و در وى هيچ شبهتى نماند . و كسى را كه اين راه گشاده شود ، وى را يقينى روشن به سعادت و شقاوت آخرت پديد آيد - نه بر طريق تقليد سمعى ، بل بر طريق بصيرت و مشاهدت . بل همچنانكه طبيب بشناسد كه قالب را سعادتى و شقاوتى است در اين جهان - كه او را صحّت و مرض گويند ، و وى را اسباب است چون دارو و پرهيز ، و چون بسيار خوردن و پرهيز ناكردن - همچنين معلوم شود بدين مشاهدت كه دل را - يعنى كه روح را - سعادتى است و شقاوتى ، و عبادت و معرفت داروى آن سعادت است ، و جهل و معصيت زهر آن سعادت است ، و آن علمى است به غايت عزيز « 1 » .
و بيشتر كسان كه ايشان را علما گويند ، از اين غافل باشند ، بلكه اين را منكر باشند ، و جز فرا بهشت و دوزخ كالبد راه نبرند ، و در معرفت آخرت جز سماع و تقليد هيچ راه نشناسند . و ما را اندر شرح و تحقيق اين برهان كتب است دراز ، به تازى . و اندر اين كتاب چندان گفته آيد كه كسى كه زيرك بود و باطن وى از آلايش و تعصّب و تقليد پاك بود ، اين را بازيابد و كار آخرت در دل وى ثابت و مستحكم گردد ، كه ايمان بيشتر خلق به آخرت ضعيف و متزلزل است .
هامش
[ 1 ] ( حديث ) براى بندگان نيكوكار خود آماده ساختم چيزهايى را كه چشمى نديده و گوشى نشنيده و بر دل بشرى خطور نكرده است .
( 1 ) ص 27 - ح 4 .