آن گروه اول ، مثل مؤمنان پرهيزگار است ، و گروه باز پسين مثل كافران كه خدا را و خود را و آخرت را فراموش كردند ، و همگى خود به دنيا دادند :
اسْتَحَبّوا الْحيوةَ الدّنيا على الاخِرَةِ
[ 1 ] . و اين دو گروه ميانگين مثل عاصيان است كه اصل ايمان نگاه داشتند ، و لكن دست از دنيا بنداشتند :
گروهى با درويشى تمتّع كردند ، و گروهى با تمتّع نعمت بسيار جمع كردند تا گرانبار شدند .
فصل پنجم - نه هر چه در دنياست مذموم است
بدين مذمّت كه دنيا را كرده آمد ، گمان مبر كه هر چه در دنياست مذموم است ، بلكه در دنيا چيزهاست كه نه از دنياست . چه ، علم و عمل در دنيا باشد ، و آن نه از دنيا بود ، كه آن در صحبت آدمى به آخرت رود : اما علم خود بعينه با وى بماند ، و اما عمل اگر چه بعينه بنماند ، اثر آن بماند - و اين [ 2 ] دو قسم بود : يكى پاكى و صفاى جوهر دل كه از ترك معاصى حاصل شود ، و يكى انس به ذكر حق - تعالى - كه از مواظبت بر عبادت كردن حاصل شود . پس اين هر دو از جملهء باقيات صالحات است كه حق - تعالى - گفت :
و الباقياتُ الصّالِحاتُ خَير عِندَ رَبِّكَ ثَواباً
[ 3 ] .
و لذّت علم و لذّت مناجات و لذت انس به ذكر حق - تعالى - از همه لذّتها بيش است ، و آن در دنياست و نه از دنياست . پس همهء لذّتها مذموم نيست ، بلكه لذّتى كه بگذرد و بنماند ، و اين نيز جمله مذموم نيست ، كه اين دو قسم است :
يكى آن است كه اگر چه وى از دنياست و پس از مرگ بنماند ، و لكن معين است بر كار آخرت و بر علم و عمل و بر بسيار گشتن مؤمنان ، چون قوت و نكاح و لباس و مسكن كه به قدر حاجت بود ، كه اين شرط راه آخرت است :
هر كس كه از دنيا بدين قدر قناعت كند و قصد وى از اين ، استعانت بود بر كار دين ، وى از اهل دنيا نبود .
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 16 - 107 ) ، اين جهان برگزيدند بر آن جهان .
[ 2 ] اين اثر
[ 3 ] ( قرآن ، 19 - 76 ) ، و كارها و سخنان پايندهء نيك ، به نزديك خداوند تو ، در پاداش به است .