تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بعضى ضعيف البصرند كه ايشان را نه كور مىتوان شمرد و نه بينا . همچنين سخن حق و كلام و حكمت آفتابى است كه بر دلها مىتابد . بعضى كه صاحب بصيرتند و ديدهء دل ايشان روشن است آن را مىيابند و به آن عمل مىنمايند . از اهل علم و حكمت و معرفت مىشوند . و بعضى كه ديدهء دل آنها كور است به سبب انكار حق سخن حق را قبول نمىكنند ، و به آن عمل نمىنمايند . مانند آن كور به چشم ظاهر از آفتاب بهره نمىبرد . و بعضى كه دلهاى ايشان به آفتهاى نفسانى بيمار شده و ديدهء دل ايشان ضعيف گرديده است ، از نور خورشيد علم و حكمت بهرهء ضعيفى مىبرند ، و علم ايشان پست و عمل ايشان اندك است ، و چندان تميز ميان نيك و بد و حق و باطل نمىكنند . بدان كه اكثر مردم در بينائى خورشيد علوم و معارف كورانند كه از آن هيچ بهره‌اى نمىبرند . بوذاسف گفت : آيا كسى مىباشد كه چون سخن حق را بشنود ، اجابت ننمايد و انكار كند و بعد از مدتى اجابت و قبول نمايد ؟ بلوهر گفت : گمان ندارم شنيده باشد شنيدن درستى كه در دل او جا كرده باشد و خيرخواه مهربانى در اين باب به او سخن گفته باشد . بوذاسف گفت : چرا حكما در اين مدت مديد پدرم را به اين حال گذاشته‌اند ، و امثال اين سخنان حق را به او نگفته‌اند ؟ بلوهر گفت : ايشان محل سخن خود را مىدانند و بسيار باشد كه ترك كنند سخن حكمت را با كسى كه از پدر تو بهتر شنود ، و طبعش ملايم باشد ، و بيشتر قبول كند براى آنكه او را قابل سخن حق ندانند . و بسيار است كه دانائى با كسى در تمام عمر معاشرت نمايد و در ميان ايشان نهايت انس و مودت و مهربانى باشد و ميان ايشان در هيچ‌چيز جدائى نباشد ، الا در دين و حكمت ، آن حكيم دانا غم خورد بر او ، و براى حال او غمگين باشد و به سبب اينكه او را قابل نداند اسرار حكمت را به او نگويد .
بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 73 | ابو طالب مير عابدينى