تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
جارى و ظاهر و منبعش معلوم نباشد ولى مردم از آب چشمه فايده مىبرند و حيات مىيابند و به اصل منبع آن پى نمىبرند . بدرستى كه حكمت و علم حق شريف‌تر و رفيع‌تر و بزرگ‌تر است از جميع آنچه ما آن را به آن وصف كرديم و تشبيه نموديم ، كليد درهاى جميع خيرات و خوبيهاست و موجب نجات و رستگارى از جميع شرور و بديهاست - آب حيات است ، هركه از آن بياشامد هرگز نميرد . و شفاى جميع دردهاست - هركه خود را بدان مداوا كند هرگز مريض نشود . راه راستى است كه هركه بدان راه رود هرگز گمراه نشود . و ريسمان محكمى است از جانب خداوند كه هرگز كهنه نمىشود و هركه در دست دارد آن را ، هرگز به ضلالت نيفتد . و هركه چنگ در آن زند رستگار گردد و هدايت يابد ، و پيوند او با حق‌تعالى هرگز نگسلد . بوذاسف گفت : چرا اين حكمت و علم كه آن را به اين درجه از فضل و شرف و رفعت و كمال و وضوح وصف كردى جميع مردم از آن منتفع نمىگردند ؟ حكيم گفت : مثل حكمت مثل آفتاب است كه بر جميع مردم از سفيد و سياه و كوچك و بزرگ طالع مىگردد هركه خواهد از آن منتفع شود ، نفع خود را از او منع نمىنمايد و از دور و نزديك هركه باشد او را از روشنى خود محروم نمىكند و اگر كسى بخواهد از آفتاب منتفع شود او را بر آفتاب حجتى نخواهد بود . زيرا آفتاب منع فيض خود از كسى نكرده است . همچنين است حكمت در ميان مردم كه همه كس را احاطه كرده است و منع فيض و نفع خود از كسى نكرده است ، و ليكن انتفاع مردم از آن متفاوت است ، چنانچه مردم از انتفاع به نور آفتاب بر سه قسم‌اند : بعضى ديدهء روشن دارند و از ضوء آفتاب بر وجه كمال نفع مىبرند و اشياء را به آن مىبينند . و بعضى كورند و احساس نور نمىكنند به حدى كه اگر چندين آفتاب بتابد ، از آنها بهره‌اى نمىبرند ، و
بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 72 | ابو طالب مير عابدينى