نام زاهدى است كه بوذاسف شاهزادهء هندى را هدايت كرد و بلوهرا بزرگترين سلاطين هند است و بلهرا ملك الملوك هند و او حاكم مانكير ( مالكهت ) و بزرگترين پادشاه هند بود . به قول مسعودى بلهرا نام مؤسس دولت در شهر مذكور است و جانشينان او را به نام وى بازخوانند .
داستان بلوهر و بوذاسف به روايتهاى ديگر
از كتاب بلوهر و بوذاسف نسخهاى به زبان سريانى درآمد و چون به يونان رسيد قصهاى از آن اقتباس گرديد كه موسوم است به برلام « 1 » و يواسف « 2 » و چند قصه از قصص قرون وسطى مأخوذ از اين كتاب است « 3 » . ترجمهء يونانى بلوهر و بوذاسف را در اوايل اسلام يك نفر يحيى يا يوحنا نام راهب يونانى در صومعهء سابه نزديك بيت المقدس انشا كرده بود و تغييراتى در آن داده و آن را به قالب يك داستان دينى عيسوى ريخته بود . يك روايت يونانى هم موجود است كه آن را به يحيى يا يوحناى دمشقى نسبت مىدهند .
اين يحيى دمشقى در اواسط قرن هشتم ميلادى مىزيسته و قبل از آنكه ترك دنيا كرده راهب شود در دربار ابو جعفر منصور خليفهء عباسى شغل ديوانى داشت و پدرش سرجيوس نيز در خدمت اين خليفه بود . با آنكه به اين روايت يونانى جنبهء عيسوى دادهاند هنوز بعضى اصطلاحات و عبارات آن كاملا مطابق است با كتاب سانسكريت
Lalita - Vistarn
كه شرح تربيت و زندگى بوداست .
اين كتاب يونانى و ترجمههاى لاتينى و عبرانى و حبشى و ارمنى آن از حدود 950 ميلادى به بعد كمكم شهرت عظيمى در عالم عيسويت حاصل كرد و در اروپا معروف شد و در قرون وسطى بسيار رايج بود و به اغلب زبانهاى اروپايى نيز ترجمه شد .
در ترجمهء يونانى اين كتاب كه رنگ مسيحيت دارد ، بوذاسف بر خلاف ميل پدر به هدايت بلوهر مسيحى مىشود و عاقبت پدر را نيز به دين مسيح هدايت مىكند .
هامش
( 1 ) .Barlam( 2 ) .Yoasaph( 3 ) . تاريخ ساسانيان ، كريستن سن ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 451 .