بلوهر و بوذاسف
كتاب « بلوهر و بوذاسف » از جمله كتب هندى است كه در دورهء ساسانى زمان پادشاهى خسروپرويز اول به پارسى ساسانى ( پهلوى ) ترجمه شده است ولى اثرى از آن به زبان پهلوى در دست نيست . به اعتقاد مجتبى مينوى اين كتاب و كليله و دمنه و سندبادنامه و نامه تنسر را بر زويه حكيم يا بزرگمهر داستانى به پارسى ساسانى برگردانده يا انشا كرده است . قطعه شعرى فارسى نوشته به خط مانوى را نيز در اين باب مرحوم پرفسور هنينگ ديده و آن را از « بلوهر و بوذاسف » تشخيص داده و حدس زده كه از رودكى باشد « 1 » .
در سه قرن اول هجرى به سبب توسعهء نفوذ اسلام بسيارى از كتب پهلوى كه حاوى مطالب تاريخى و ادبى و حكم و مواعظ و عهود و مسائل علمى بود به عربى درآمد و كتاب « بلوهر و بوذاسف » از آن جمله است كه بعدا بوسيلهء ابان بن عبد الحميد بن الاحق به شعر عربى درآمد . ابان از گويندگان و شعراى زبان عربى است كه تعلق خاطرى نيز به ايرانيان داشته و بجز كتاب بلوهر ، كليله و دمنه و سندبادنامه و كتاب مزدك را به شعر عربى درآورده است « 2 » .
ابن النديم در الفهرست نام اين كتاب را « الزهر و بوذاسف » و در جاى ديگر « بلوهر و بردانيه » آورده كه مىبايد هر دو تصحيف بلوهر و بوذاسف باشد « 3 » . نكتهء قابل ذكر در اين بحث ذكر كتب ديگرى است كه در نيمهء دوم قرن دوم هجرى از پهلوى به عربى ترجمه شده است : يكى كتاب البذ و يكى بلوهر و بوذاسف و
هامش
( 1 ) . مجله فرهنگ ايران زمين ، ج 26 ، تهران ، 1365 .
( 2 ) . تاريخ ادبيات ايران ، ج 1 ، ص 119 و 168 .
( 3 ) . مزديسنا ، ص 324 .