عالم اسمش ساكيمن بود و تفسيرش سيد شريف است . « 1 »
مقدسى در آفرينش و تاريخ گويد : . . . تا آنگاه كه طهمورث بن هوشنگ به پادشاهى رسيد و او نخستين كسى است كه به مردم آموخت و هم در روزگار او بود كه مردى در هند به نام بوذاسف ظهور كرد و مردم را به آئين صابئين خواند و مردم پراكنده شدند و اديانشان مختلف شد . « 2 »
ابو ريحان بيرونى در تحقيق ماللهند گويد : از امورى كه سبب شده ما از آنها ( بودائى ) دور و بىاطلاع بمانيم يكى ديگر اينست كه فرقهاى كه به شمنيه معروفند ، با آنكه با هنديان منتهاى اختلاف دارند ، از ساير امم و اهل مذاهب به هنديان نزديكترند و پيش از آنكه زردشت از آذربايجان ظهور كند و در بلخ مردم را به كيش خود بخواند ، خراسان و عراق و فارس و موصل تا حدود شام شمنى بودند . « 3 »
قطب الدين رازى در كتاب شرح حكمت الاشراق ، ص 479 گويد : بوذاسف فيلسوف تناسخى هندى است . بعضى گفتهاند از مردم بابل قديم است وى قائل به ادوار و اكوار بود و سالهاى عالم را استخراج كرده و گفت : 36000 سال يعنى هر دورى و كورى . او گويد طوفان در سرزمين وى اتفاق افتاد و قوم خود را به طوفان ترساند . بعضى گويند : پايهگذار دين صابئه براى طهمورث او بوده است منظور از كسانى كه قبل از او بودند حكماى بابل و هند و چين و جز آنهاست . « 4 »
هرچند عقيدهء كسانى كه تصوف را زائيدهء افكار هندى و بودائى مىدانند مبالغهآميز است اما نمىتوان منكر تأثير آن فرهنگ شد .
چون اسلام به فاصلهء كمى به سرعت برق در هر جهت پيش مىرفت ، طولى نكشيد كه به سر حد چين رسيده در زمان بنى اميه سند را مسخر نموده مناسبات تجارتى و اقتصادى بين مسلمين و اقوام و
هامش
( 1 ) . الملل و النحل ، ص 7 .
( 2 ) . آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 .
( 3 ) . ترجمهء تحقيق ماللهند ، ص 12 .
( 4 ) . حكمت الاشراق ، شيخ شهاب سهروردى ، ترجمه و تحشيهء دكتر سيد جعفر سجادى ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1351 ، ص 359 .