تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
قبايلى كه از حيث فكر و تمدن و اخلاق با مردم ساير قسمتهاى جهان فرق زياد داشتند برقرار ساخت . از قرن دوم به بعد كه مسلمانها به نقل كتب ساير ملل پرداختند بسيارى از آثار هندى و بودائى به عربى ترجمه شد كه در مطالب گذشته بدان اشاره گرديد ، من‌جمله در باب تصوف عملى يعنى زهد و ترك دنيا و شرح عادات و رسومى در اين باب از هنديها و بودائيها . اضافه بر نقل كتب هندى و بودائى در قرن دوم هجرى و مناسبات تجارى و اقتصادى مسلمين با هنديها ، از اوايل حكومت بنى عباس جماعتى از تاركين دنيا و دوره‌گردان هندى و مانوى در عراق و ساير ممالك اسلامى منتشر بودند و همان‌طور كه در قرن اول از راهبان سيار مسيحى صحبت مىشد در قرن دوم هم ذكر تاركين دنياى سيار ديگرى بميان مىآيد كه نه مسلمانند و نه مسيحى و جاحظ آنها را ( رهبان الزنادقه ) مىنامد و همچنين سياحان و دوره‌گردها و مرتاضين بودائى در صوفيهاى مسلمان مؤثر واقع شده‌اند و آنها هستند كه در قرون اول اسلامى سرگذشت بودا را منتشر ساختند و او را سرمشق زهد و ترك دنيا معرفى كردند و از طرفى چنان كه گفتيم بلخ از مراكز بسيار مهم تصوف شده و صوفيان خراسان در تهور فكرى و آزادمنشى پيشرو ساير صوفيان بشمار مىرفته‌اند « 1 » و زندگى ابراهيم ادهم و يك سلسله گفت‌وشنودها و اعمال و اقوال كه به وى نسبت مىدهند نشانه‌اى از تأثير زندگى بوداست كه در افسانه‌هاى ايرانى راه يافته است . مثلا در افسانهء عاميانه زنبيل‌فروشى كردى ديده مىشود « 2 » . به اعتقاد دكتر زرين كوب بدون شك آئين بودا نمىتوانست قبل از آنكه تأثير قابل ملاحظه‌اى در عقايد و آداب مردم ايران باقى بگذارد از بين برود و البته در تصوف و زهد و عرفان مسلمانان اين نواحى نيز اين تأثير مىبايست نامحسوس اما قابل ملاحظه بوده باشد با اين - همه تصور آنكه تمام پديدهء تصوف و توسعهء آن را بتوان به نفوذ بودائى منسوب داشت واهى و بىاساس است « 3 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ تصوف در اسلام ، ص 157 . ( 2 ) . مجله مهر شماره 11 - 12 ، سال 44 . ( 3 ) . جستجو در تصوف ايران ، ص 6 .