تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
تاريخ متولد نوبهار بود و به گفتهء نويسندهء كتاب مبدأ و معاد پس از آنكه بلخ در حوزهء كشورهاى اسلامى درآمد جعفر نيز اسلام اختيار كرد و به نام برمك اصغر مشهور گشت . و جعفر به دربار عبد الملك راه يافت ، در اين وقت اسلام از شامات و اندلس و افريقا گذشته تا هندوستان ، خوارزم ، سمرقند ، كابل و فرغانه انتشار يافت و دمشق پايتخت حكومت از حيث جاه و جلال و بزرگى بىنظير بود . جعفر به وزارت سليمان بن عبد الملك برگزيده شد . وى مردى اديب و دانشمند بود و بعيد نيست در انتقال فرهنگ بودائى و زردشتى با تسلطى كه به زبان عربى داشته است اقدام كرده باشد . « 1 » داستان محلى خنگ بت و سرخ بت كه مربوط به دولت بزرگ بودائى در باميان بلخ است بوسيلهء عنصرى به شعر در آمد و آن را ابو ريحان بيرونى به عربى ترجمه كرد و نام آن را حديث صنمى الباميان نهاد « 2 » .

بودا در فرهنگ اسلامى

راهبان بودائى را در خراسان شمن و دين ايشان را شمنيه مىگفتند ، به عقيدهء استاد پورداود اين لغت از سانسكريت سرمن « 3 » مشتق شده و در اين زبان اخير بمعنى روحانيون استعمال مىشده است . سرمن كسى است كه خانه و كسان را ترك گفته در خلوت به رياضت و عبادت مىگذراند « 4 » بعبارت ديگر سرمن يعنى زاهد و تارك الدنيا و در زبان پالى سمن شده است و خود بودا را سرمن گوتم مىگفته‌اند . شمن در فارسى از براى پيروان بودا استعمال نمىشود بلكه از براى تعيين مطلق بت‌پرستان مىآيد . « 4 » شهرستانى در الملل و النحل از اصحاب بذده سخن مىگويد و معنى بذده نزد ايشان شخصى است كه در اين عالم متولد نشود و نكاح نكند و نخورد و نياشامد و پير نشود و نميرد . اول بذى كه ظاهر شد در
هامش
( 1 ) . برمكيان ، ص 56 . ( 2 ) . تاريخ ادبيات ، صفا ، ج 1 ، ص 473 . ( 3 ) .Saramana( 4 ) . يشتها ، پور داود ، ص 37 .