عهد كرد كه از زير آن درخت برنخيزد تا سر حقيقت و گوهر معرفت را دريابد . مدت هفت هفته بدين منوال بسر آورد . روزى ناگهان نور دانش و فروغ حقيقت علم بر دل او تابيد و مرتبهء اشراق حاصل كرد . پس برخاست و آنچه بر او الهام شده بود به خلايق باز گفت . آنگاه ديرى تأسيس كرد و جمعى شاگردانش در آن دير سكنى گرفتند . نخست مردانى چند از پيروان او در آن دير جمع شدند ، و بعدها زنان معتقد را نيز اجازهء ورود در آن دير بداد « 1 » و بقيهء عمر در دشتهاى وسيع هندوستان شرقى به آموزش دين خود پرداخت و سرانجام در هشتاد سالگى به سال 483 ق - م درگذشت .
لقب وى از همان درخت اشراق كه بودهى « 2 » نام داشت - شجر معرفت - اشتقاق يافته و از آن روز به بعد ساكيامونى گوتاما به بوداستوه كه در فارسى بوذاسف شده ملقب شد . او را تاتاگاتا « 3 » بمعنى اصل حقيقت نيز لقب دادهاند . چون هنگام مرگش رسيد در آخرين دقيقهء حيات بر فراز تختى از چوب كه در زير درخت صندل نهاده بودند ، قرار داشت و شاگردانش پيرامون او گريان بودند ، او روى به آنان كرده گفت : « اى راهبان شما مىدانيد كه عاقبت هر تركيبى انحلال و عاقبت هر موجودى عدم است ، پس شاد باشيد و در راه حقيقت كوشش كنيد » « 4 » پس دم در كشيد . همان لحظه صاعقهاى از آسمان فرود آمد و تندرى عظيم غريدن گرفت .
آنانندا « 5 » شاگرد مقرب او جسد او را سوزانيد و خاكسترش را به اطراف برد و در ده نقطه از نقاط مختلف هندوستان در خاك مدفون كرد و اكنون بر سر هريك از آنها معبدى به سبك استوپا « 6 » موجود است كه همه از ايام باستان تاكنون باقى است . « 7 »
هامش
( 1 ) . « قوانين انجمن زنان رهرو » بودا ، ع پاشائى ، ص 161 و 294 .
( 2 ) .Bodhi( 3 ) .Tatagata( 4 ) . به تعبيرى ديگر : اى رهروان : چيزهاى آميخته دستخوش از ميان رفتناند ، بيدار و هوشيار كوشش كنيد . بودا ، ع پاشائى ، ص 244 .
( 5 ) . نام اين شاگرد در متون اسلامى ايابذ آمده است .
( 6 ) .Stopa( 7 ) . على اصغر حكمت ، تاريخ اديان ، ص 137 .