همانند بادهاى تندى كه گياهان خشك را بهم مىشكند ، او نيز احاديث و روايات را در هم مىريزد ، تا به خيال خود از آن نتيجهاى بدست آورد .
به خدا سوگند ! نه آن قدر مايه علمى دارد كه در دعاوى مردم ، حق را از باطل جدا سازد ، و نه براى مقامى كه به او او تفويض شده ، اهليت دارد ، باور نمىكند ماوراى آنچه انكار كرده دانشى وجود دارد ، و غير از آنچه او فهميده نظريهء ديگرى .
اگر مطلبى بر او مبهم شد كتمان مىكند ، زيرا او خود به جهالت خويش آگاه است .
خونهائى كه از داورى ستمگرانهاش ريخته شده صيحه مىكشند ، و ميراثهائى كه بنا - حق به ديگران داده فرياد مىزنند .
شكايت به خدا مىبرم ، از گروهى كه در جهل و نادانى زندگى مىكنند ، و در گمراهى جان مىدهند ( و حيات و مرگشان همه در نادانى و جهل است ) در ميان آنها متاعى كسادتر از قرآن نيست ، اگر آن را آن چنان كه بايد تلاوت كنند ( 80 . ) و متاعى نزد آنان رائجتر از آن نتوان يافت اگر آن را تحريف سازند و طبق دل - خواهشان تفسير كنند . و در نظر آنان چيزى زشتتر از « معروف » و نيكوتر از « منكر » وجود ندارد ! كلام - 18 :
با اين كه در قرآن بيان همه چيز آمده پس اختلاف چرا ؟ از سخنان امام ( ع ) در نكوهش اختلاف در فتوا است . ( 81 . ) گاهى يك دعوا مطرح مىشود و قاضى به رأى خود حكم مىكند ، پس از آن عين اين جريان نزد قاضى ديگرى عنوان مىگردد ، او درست بر خلاف اولى رأى مىدهد .
سپس همه نزد پيشوايشان كه آنان را به قضاوت منصوب داشته گرد مىآيند ، او رأى همه را تصديق مىكند ، و فتواى همگان را درست مىشمارد ! در صورتى كه خداى آنها يكى ، پيغمبرشان يكى و كتابشان يكى است ! . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٩