« تمام اين صفات در خطبهها و نامههاى امام ( ع ) موجود است » و مىافزايد كه حق همان است كه معاويه به « محقن ضبى » گفته است .
اين سخن را معاويه زمانى گفت كه محقن ضبى در مذمت امام به معاويه اظهار داشت :
« جئتك من عند اعى الناس » « از پيش گنگترين افراد آمدم » ! ! معاويه به او گفت :
« يابن اللخناء لعلى تقول هذا و هل سن الفصاحه لقريش غيره ؟ » « اى فرزند گنديده ! اين را در باره على مىگوئى ؟ » آيا فصاحت را در ميان قريش جز او كسى رواج داد ؟
و بالاخره ابن ابى الحديد مىگويد :
تلاش براى اثبات و استدلال بر اين كه خورشيد مىدرخشد خسته كننده است همچنان است زحمت استدلال براى اثبات فصاحت و بلاغت امام ( ع ) ( شرح ابن ابى الحديد ج 6 ص 277 و 279 )
191 -
اين خطبه را ( ابن قتيبه ) با كمى تفاوت در كتاب « عيون الاخبار » 1 ابن قتيبه - عيون الاخبار - نقل كرده است . ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه 2 - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - ص 248 ص 248 )
192 - مفاخر عمرو عاص
« زمخشرى » در كتاب « ربيع الابرار » مىنويسد :
مادر عمرو عاص ( نابغه ) نام داشت ، وى اسيرى بود كه ( عبد اللّه بن جدعان ) او را خريده بود او زنى آلوده و بى باك و بى پروا بود ، عبد اللّه وى را آزاد ساخت .
« ابو لهب » ، امية بن خلف ، هشام بن مغيره ، « ابو سفيان » و عاص بن - وائل ، با او آميزش كردند عمرو متولد شد ، هر كدام از اين چند نفر مدعى