تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
« در حسن بيان و فصاحت ، اين عبارت از سخن امام على بن ابي طالب ( ع ) جالبترين عبارات است » : « هل من مناص او خلاص او مغاز او ملاز ، او فرار او محار ! » آيا هيچ راه نجات ، يا خلاص ، يا پناهگاه ، و يا راه فرار و يا بازگشتى هست ؟ و نيز ابو عثمان مىگفت : « جعفر از اين عبارت امام ( ع ) همواره در شگفت بود » : ( اين من جد و اجتهد و جمع و احتشد و بنى و شيد و فرش فمهد و زخرف فنجد ) مىگفت : « مشاهده مىكند كه هر لفظى دست به گردن قرين خود است و آن را بسوى خود جذب مىكند و ذاتا به آن دلالت دارد » البته اين عبارت با همين الفاظ در خطبه‌اى كه اكنون در اختيار است موجود نيست ولى عبارتى شبيه آن ، وجود دارد و آن اين است ( فاتقوا اللّه تقية من سمع فخشع و اقترف فاعتزف و وجل فعمل و حاذر فبادر و ايقن فاحسن و عبر فاعتبر و حذر فحذر و زجر فازدجر و اجاب فاناب و راجع فتاب و اقتدى فاحتذى ، . ، ابو عثمان مىگويد : جعفر ، امام ( ع ) را فصيح‌ترين قريش مىناميد ابن ابى الحديد در اينجا اضافه مىكند : ( هيچگونه شكى براى ما پيش نمىآيد كه امام فصيحترين گويندگان اولين و آخرين است تنها كلام خدا و پيامبر از او فصيح‌تر است ) پس از آن فصلى در باره سخن فصيح و بليغ و علائم آن مىنگارد و در پايان مىگويد :