پس جائى براى سخن عمرو عاص باقى نمىماند ، و شايد عمرو عاص اين كلمه را از گفته ( عمر ) اقتباس كرده ، در صورتى كه منظور عمر اين بوده كه امام ( ع ) داراى اخلاقى نرم و طبعى انعطاف پذير است نه اين كه او مزاح است امام ( ع ) فراغتى نداشت تا اهل مزاح باشد .
آنها با آن دشمنى اگر در امام عيب پيدا مىكردند اشاعه مىدادند ، و آنگهى اين خود مدح امام است نه مذمت او .
و اگر امير المؤمنين ( ع ) سخت كوشش مىكرد كه دشمنانش ندانسته به مدح او بپردازند راهى بهتر از اين يافت نمىشد ، در واقع آنها با عيبجوئى منزلت و مقام امام ( ع ) را بالا بردند .
امام ( ع ) داراى ذوقى لطيف و اخلاقى نرم و ملايم و چهرهاى بشاش ، سخنى نيكو و قيافهاى گشاده بود و اين از فضائل و خصائص او است ( شرح ابن - ابى الحديد جلد 6 از صفحه 328 تا 337 )
195
- ابن ابى الحديد مىنويسد :
توحيد و عدل و مباحث دقيق و باريك مربوط به خداشناسى بجز از گفتههاى امام ( ع ) از ديگرى شنيدهء نشده و سخن بزرگان صحابه هيچكدام از اين مباحث را در بر ندارد .
آنها حتى تصور اين مباحث را نمىنمودند و اگر آن را تصور كرده بودند ذكر مىشد و به ما مىرسيد و به نظر من اين يكى از بزرگترين فضائل امام ( ع ) است .
اين سخن مىرساند كه اين خطبه را امام ( ع ) ايراد فرموده است .
196
- «
« سائِقٌ وَ شَهِيدٌ »
: » در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه خداوندى كه به همه چيز عالم است