آموخت تا هنگامى كه پيامبر ( ص ) از جائى عبور مىكرد با صداى بلند بخواندند و همو بود كه ماموريت يافت زمامدار حبشه را بر ضد مسلمانان مهاجر به آن كشور بشوراند .
193
- ان يمنح القرم سبته :
امام ( ع ) با اين جمله اشاره به جريانى كرده است كه بين او و عمرو در صفين اتفاق افتاده چه اين كه عمرو به هنگام جنگ ، ناگهان با امام ( ع ) روبرو شد و مشاهده كرد كه الان ضربتى از امام ( ع ) به او خواهد رسيد كه به عمرش پايان خواهد داد ، راهى جز اين بخاطرش نرسيد كه خود را از مركب به زير افكند و عورت خويش را مكشوف سازد ، او مىدانست در اين صورت امام ( ع ) به او كارى نخواهد داشت چنين كرد و امام از او روى گردانيد و اين لكه ننگ براى هميشه در تاريخ زندگى او ثبت شد !
194
- « اما و اللّه انى ليمنعنى من اللعب ذكر الموت » :
« به خدا سوگند ياد مرگ مرا از بازى باز مىدارد » ابن ابى الحديد در اين مورد فصلى گشوده و راجع به مزاحهائى كه خلاف شرع نباشد مطالبى آورده است .
او در باره امام ( ع ) مىنويسد :
چنان كه در تاريخ زندگى على ( ع ) در زمان پيغمبر تأمل گردد مىيابيم كه :
وى از مزاح و شوخى بر كنار بوده نه در كتاب شيعه و نه سنى و نه از قول محدثان در اين مورد مطلبى نيامده است .
و همچنين در زمان زمامدارى ابو بكر و عمر در كتابهاى تاريخ از اين مطلب سخنى بميان نيامده و در زمان عثمان هم مثل سابق بوده است .