شكايتى كرده يا نه ، ام خالد گفت :
خير او به تو احترام مىگذارد ، ولى به كنيزانش دستور داد آماده باشند و هنگامى كه مروان بخواب رفت به آنان فرمان داد ، متكا و لحاف و وسائل خواب را روى دهانش قرار دادند و بر آن نشستند و بدين ترتيب او را خفه كردند ! ( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 6 ص 165 )
178
- پس از آنكه مقدمات شورى پايان پذيرفت و نقشه كنار گذاردن امام ( ع ) عملى گرديد امام ( ع ) براى اين كه باز هم بر همه ثابت كند كه خلافت تنها شايسته او است فرمود :
« شما را به خدا سوگند مىدهم آيا در بين شما جز من كسى هست كه پيغمبر در آن هنگام كه مسلمانان را برادر يكديگر قرار داد بين خود و او برادرى ايجاد كرده باشد ؟ » همه گفتند نه . امام ( ع ) باز فرمود :
« پيغمبر در باره غير از من فرموده است من كنت مولاه فهذا مولاه » گفتند نه فرمود :
« در بين شما غير از من كسى يافت مىشود كه پيغمبر در بارهاش فرموده باشد : انت منى بمنزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى ؟ » گفتند نه پرسيد مىدانيد اصحاب پيغمبر هنگام جنگ در موارد مختلف فرار كردند و من هرگز فرار نكردم پاسخ دادند آرى