و همانطور كه از معنى « انغلق » نيز استفاده مىشود ، گشودن اين دربها و باز كردن آن قفلها با مشكلات سختى همراه بود ، و پيامبر با آيات و معجزات خويش آنها را باز كرد .
اين جمله به طور صراحت بر خاتميت پيامبر اسلام دلالت دارد و اين حقيقت از ضروريات اسلام است ، و در قرآن و روايات فراوانى از آن سخن بميان آمده ، و در نهج البلاغه نيز در موارد متعددى به آن اشاره شده است كه ما سه قسمت آن را يادآور مىشويم :
1 - در خطبه 133 آمده است :
« فقفى به الرسل و ختم به الوحى » :
« او را بعد از پيامبران فرستاد و به وسيلهء وى به وحى خاتمه داد » .
2 - و در كلام 235 هنگام غسل و تجهيز پيامبر ( ص ) مىفرمايد :
« بابى انت و امى يا رسول اللّه ! لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الانباء و اخبار السماء » :
« پدر و مادرم فدايت اى پيامبر خدا ( ص ) با مرگ تو چيزى قطع گرديد كه با مرگ غير تو قطع نشد ، ( و آن اين كه : ) نبوت و اخبار از ناحيه خدا از آسمان ، با مرگ تو قطع گرديد .
3 - و در خطبه 198 در مورد فضيلت اسلام مىخوانيم :
« ثم جعله لا انفصام لعروته و لا فك لحلقته و لا انهدام لاساسه و لا زوال لدعائمه و لا انقلاع لشجرته و لا انقطاع لمدته » :
« سپس اسلام را طورى قرار داد كه دستگيره آن جدا شدنى نيست ، و حلقهء آن انفكاك نخواهد پذيرفت ، و اساس و ريشه آن منهدم نمىگردد ، و اركان و پايههاى آن زوال نمىپذيرد ، درخت آن از ريشه كنده نمىشود ، و مدت آن تمام شدنى نيست .
همانطور كه ملاحظه مىشود ، گفتار امام با صراحت مسئله خاتميت پيامبر
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٣