تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
تبرك بردارند » ! ولى با اين حال عده‌اى ادعاى الوهيت وى را نمودند و با آنكه امام آنها را كيفر نمود باز هم دست برنداشتند . ( شرح ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - جلد 5 صفحه 3 تا 6 جلد 5 صفحه 3 - 6 )

161

- دستور امام ( ع ) به نكشتن خوارج بعد از خودش به خاطر اين است كه آنها خيال مىكردند وظيفهء دينى آنها خروج از اطاعت امام ( ع ) بوده ، بنا بر اين پس از او اگر نبردى كنند با دستگاه حكومتهاى غاصب است ، لذا نبايد آنها را كشت ، ولى معاويه كه بدنبال باطل رفته و به آن رسيده در هر حال بايد با او مبارزه كرد ، اما مبارزه خود با آنها بخاطر اين بود كه آنها با حكومت حق به مبارزه برخاسته بودند .

162

- ابن ابى الحديد مىگويد : از نظر اصحاب ما ( معتزله ) معاويه ملحد و بى دين است و اعتقادى به نبوت پيغمبر ( ص ) نداشته است ، وى سپس براى گفته خود استدلال مىكند ، و از جمله جريان « مطرف بن مغيرة » را شاهد مىآورد كه او گفته است : پدرم نزد معاويه رفت و آمد داشت و هميشه از عقل و فهم او برايم سخن مىگفت ، ولى شبى او را هنگامى كه از خانه معاويه بازگشته بود سخت پريشان ديدم ، علت را جويا شدم گفت : پسرم از نزد كافرترين و خبيث‌ترين مردم بازگشته‌ام ، پرسيدم چطور ؟ در پاسخ گفت : امشب در خلوت به معاويه گفتم به هر كجا مىخواستى رسيده‌اى خوب است عدالت را آشكار كنى و خير و نيكى را بسط دهى و به برادرانت از بنى - هاشم توجهى نمائى وصله رحم را انجام دهى چه اين كه ديگر تو از آنها وحشت