ندارى ، اين خود ثواب دارد و هميشه ذكر تو بر سر زبانها خواهد بود .
معاويه در پاسخم گفت :
« هيهات هيهات اى ذكر ارجو بقائه ؟ ملك اخو تيم فعدل و فعل ما فعل فما عدى ان هلك حتى هلك ذكره » :
اميد به چه ذكر و يادى از خود داشته باشم ، ابو بكر و عمر ، آمدند و رفتند و يادى از آنها باقى نمانده اما « ابن ابى كبشه » ( منظورش پيامبر است ) همه روز پنج بار با صداى رسا نامش به هنگام اذان برده مىشود و مىگويند :
« اشهد ان محمدا رسول اللّه » :
« فاى عمل يبقى و اى ذكر يدوم بعد هذا لا ابالك لا و اللّه الا دفنا دفنا » بعد از نام محمد ( ص ) چه عملى باقى خواهد ماند و نام چه كسى بر سر زبانها خواهد بود ، نه تا نام محمد را همچون وجودش دفن نكنم دست برنمىدارم ! ! ( ابن ابى الحديد جلد 5 صفحه 129 ) سپس وى اضافه مىكند :
اعمال مخالف و آشكاراى معاويه ، از قبيل پوشيدن حرير ظرف و طلا و نقره ، جمع آورى غنائم براى خود ، اجرا نكردن حدود و مقررات اسلام در بارهء اطرافيان و كسانى كه مورد علاقهاش بودند ملحق كردن « زياد » را به خود ، و او را برادر خود خواندن با اين كه پيغمبر فرموده بود :
« الولد للفراش و للعاهر الحجر » فرزند به همسر ملحق مىشود و سهم زناكار سنگسار شدن است ، كشتن « حجر بن عدى » و ياران پاك او ، توهين به ابو ذر و او را سوار بر شتر برهنه كردن و فرستادنش به مدينه ، ناسزا گفتن به امير مؤمنان و امام حسن و امام حسين ( ع ) و ابن عباس بر روى منابر ، وليعهد قرار دادن يزيد شرابخوار و قمارباز و . . .
همه و همه اينها دليل كفر و الحاد او است .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٦٧