تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
( شرح ابن ابى الحديد جلد 4 صفحه 8 - 10 )

153

- پس از آنكه امام فرات را از دست اصحاب معاويه گرفت و اجازه استفاده از آب را به دوست و دشمن داد ، تا مدتى دست به جنگ نزد و پيامى هم بين او و معاويه رد و بدل نشد ، البته اين كار به خاطر اين بود ، شايد اصحاب معاويه بسوى حق باز گردند ، اما اين سبب شد كه بين عراقيان زمزمه در گرفت كه چرا امام ( ع ) فرمان جهاد صادر نمىكند ؟ به امام ( ع ) گفتند : ما نيامده‌ايم اينجا وطن برگزينيم ، زنان و فرزندان خود را در كوفه گذارده و اينجا آمده‌ايم كه با سپاه معاويه و دشمن مبارزه نمائيم امام ( ع ) فرمود : افراد لشكر چه مىگويد : پاسخ دادند بعضى معتقدند از ترس كشته شدن فرمان جنگ را صادر نمىكند ، و بعضى مىگويند ، در مبارزه و جنگ با شاميان شك و ترديد دارد سخن بالا را امام ( ع ) در پاسخ آنها ايراد فرمود . ( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - جلد 4 ص 13 ابن ابى الحديد جلد 4 ص 13 )

154

اين سخن را امام ( ع ) هنگامى فرمود كه « عبد اللّه بن حضرمى » از طرف معاويه به بصره رفته بود تا آنجا را در تحت حكومت معاويه در آورد . « ابن حضرمى » پس از ورود به بصره در ميان قبيله بنى تميم فرود آمد و اكثر بصريان با او بيعت كردند امام در اين سخن اصحابش را براى بيرون راندن ابن حضرمى تشويق فرمود : از ميان اصحاب شخصى بنام « اعين بن صبيعه مجاشعى » داوطلب شد و از طرف امام ( ع ) به بصره اعزام گرديد ولى پس از رسيدن به بصره و روبرو شدن با مخالفان عده‌اى ناشناس به وى در بسترش حمله كردند و بالاخره او را كشتند . فرماندار امام در بصره ( زياد ) جريان را به امام گزارش داد و