« و منها فى ذكر يوم النحر . . . » و اين با آنچه در ذيل خطبه سابق ( شماره 148 ) نوشتيم صحيح و درست در مىآيد .
151
- از ذيل سخن امام ( ع ) و شرحى كه ابن ابى الحديد و « ابن ميثم » بر سخن امام ( ع ) پس از اين خطبه ( يعنى كلام 55 ) نوشتهاند برمىآيد كه اين خطبه را امير مؤمنان در صفين هنگام شروع جنگ با معاويه ايراد فرموده است ، زيرا او بود كه بر امام ( ع ) طغيان و سركشى كرد .
( شرح ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - جلد 4 صفحه 13 جلد 4 صفحه 13 و شرح ابن ميثم ابن ميثم - شرح نهج البلاغه - جلد 2 صفحه 144 جلد 2 صفحه 144 )
152
- « ابو مخنف » در كتاب « جمل » آورده است كه پس از قتل عثمان مهاجر و انصار در مسجد گرد آمدند تا در بارهء سرنوشت مسلمانان مشورت كنند ، در اين ميان عدهاى از بزرگان اصحاب همچون « عمار » و « ابن هيثم تيهان » در بارهء فضائل على ( ع ) و اين كه او از همه شايستهتر است سخن گفتند ، مردم همه رضايت خويش را اعلام داشتند ، و درب خانه امام ( ع ) ريختند ، او را از خانه بيرون آوردند ، اصرار كردند كه دستش را بگشايد تا بيعت كنند ، اما او امتناع ورزيد ، و فشار جمعيت شديد بود و مردم همچون شتران تشنهاى كه به آب برسند بهم پهلو مىزدند ، بطورى كه نزديك بود عدهاى كشته شوند ، امام در اين موقع فرمود :
اين كار بايد در مسجد صورت گيرد و اگر يك نفر كراهت داشته باشد من نخواهم پذيرفت ، « ابو مخنف » نقل مىكند كه : ابن عباس گفته است هنگامى كه همه آماده بيعت بودند و امام ( ع ) به مسجد آمد من مىترسيدم بعضى از دشمنان يعنى همانها كه نياكان بتپرستشان در ميدانهاى جهاد اسلامى به دست امام ( ع ) كشته شده بودند سخنى بگويد كه امام ( ع ) خلافت را رها كند ، ولى هيچكس سخن نگفت و مسلمانان همه با طيب خاطر بدون ذرهاى اكراه بيعت كردند