به سن كهولت برسند و كسى از فضائل او سخنى به ميان نياورد ! . . .
اين كار تا زمان « عمر بن عبد العزيز » ادامه داشت و او كسى بود كه جسارت به على ( ع ) را از ميان برداشت و به جاى آن آيه 90 سوره نحل
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
( كه امام خود معمولا در نماز قرائت مىكرد ) قرار داد ، و براى تمام شهرهاى اسلامى بخشنامه صادر كرد كه همه خطبا به جاى بدگوئى آيه مذكور را تلاوت كنند ( شرح ابن ابى الحديد جلد 4 از صفحه 56 ) ولى اين سؤال مطرح مىشود كه انگيزه عمر بن عبد العزيز در اين مورد چه بوده است ؟
در پاسخ بايد گفت اگر آدم خوشبينى نباشيم ، بايد علت آن را در جنبه هاى سياسى بدانيم ، چنانچه غزالى در احياء العلوم به آن اشاره كرده است ، كه در آن زمان عمر بن عبد العزيز ، مردم از بنى اميه تنفر پيدا كرده بودند و عمر بن - عبد العزيز به اين وسيله آبروى رفته را تا حدى باز گردانيد .
ولى در حالات او نيز مىيابيم كه خود ، علت آن را دو چيز نقل كرده است :
يكى اين كه روزى هنگام بازى با كودكان ناسزا به امام ( ع ) مىگفته ، استادش كه يكى از فرزندان « عتبه بن مسعود » بود در همين وقت از كنارش گذشته و سخن او را شنيده است و به هنگام درس ، استاد نمازش را طولانى كرده كه علت آن را نارضايتى از اين شاگرد بوده است ، پس از پايان نماز عمر بن عبد العزيز پرسيده است علت ناراضى بودن شما چيست ؟
استاد در پاسخش با ناراحتى پرسيده :
تو على ( ع ) را ناسزا مىگفتى ؟
عمر پاسخ داده است بلى .
و استاد به او گفته :