ما گروهى ديديم كه دست به شمشير ، همچون شيران خشمگين از چپ و راست سواران را در هم مىشكستند و آماده مرگ بودند ، امان يا رغبت به زندگى در وجود آنها راه نداشت و نمىتوانست بين آنها و درياچه مرگ فاصله اندازد ، آنها يكى از دو چيز را مىخواستند ، يا پيروزى و دست يافتن به حكومت ، و يا شهادت ، اگر ما كمى سست مىآمديم همه را نابود مىساختند ! ( شرح ابن ابى الحديد جلد 3 اقتباس از صفحه 245 - 331 )
148
- اين خطبه و آنچه بعد از اين مربوط به قربانى است ، قسمتى از يك خطبه طولانى است كه در عيد قربان امام ( ع ) ايراد فرموده است كه شيخ « طوسى » در كتاب « مصباح » 1 شيخ طوسى - مصباح - آن را آورده است .
البته بين اين خطبه و آنچه در مصباح است كمى اختلاف وجود دارد ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه 2 - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - ص 244 ص 244 )
149
- « مقلة » نام سنگ ريزههائى است كه به هنگام كمى آب در ظرف مىريختند و سپس آن قدر آب در ظرف مىريختند كه روى سنگ ريزهها را بپوشاند اين مقدار سهم يك نفر بود و به اين ترتيب آب را تقسيم مىكردند كه مقدار كمى آب به همه برسد و هر كس از سهم خودش بيشتر نخورده باشد البته اين سنگ - ريزهها معمولا وسيله تقسيم آب در كوهها بوده است ( شرح ابن ابى الحديد جلد 3 ص 333 و المنجد ) .
150
- در بعضى از نسخههاى نهج البلاغه نوشته شده است « و من خطبة له عليه السلام » و در بعضى عنوان خطبه ندارد .
ولى ابن ابى الحديد نوشته است :