تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آمد و گفت : من هرگز در مكانى نايستادم و در جنگى حاضر نشدم ، مگر اين كه از خود بصيرت و رأيى داشتم ، مگر در اين جنگ كه من مرددم و جاى پاى خويش را نمىشناسم ! عايشه گفت : خيال مىكنم از شمشير پسر ابو طالب ترسيده‌اى ، او شمشير تيز و آماده كشتار دارد اگر تو از شمشير او فرار كنى هيچ بعيد نيست ، زيرا مردان فراوانى پيش از تو از شمشير او ترسيده‌اند .

114

- همانطور كه سيد رضى ( ره ) فرموده اين خطبه را عمرو بن جاحظ در كتاب « البيان و التبيين » 1 عمرو بن جاحظ - البيان و التبيين - آورده است . ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه 2 - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - صفحه 242 صفحه 242 )

115

- اين خطبه را « شيخ مفيد » در كتاب « ارشاد » 1 شيخ مفيد - ارشاد - آورده است . ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه 2 - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - صفحه 242 صفحه 242 )

116 - « ذى قار »

محلى است در نزديكى بصره همان جائى كه بين مسلمانان و سپاه ايران جنگ درگير شد و مسلمانان پيروز شدند ، ابن عباس مىگويد : هنگامى كه در « ذى قار » پياده شديم به امام ( ع ) گفتم از كوفه بسيار كم به يارى شما آمده‌اند امام ( ع ) فرمود : 6560 نفر بدون كم و زياد به كمكم خواهند آمد . ابن عباس مىگويد : من از تعيين دقيق آنها تعجب كردم و با خود گفتم حتما آنها را خواهم شمرد ، 15 روز در ذى قار توقف كرديم تا اين كه صداى شيههء اسبها و قاطرها بلند شد و لشكر كوفه رسيدند من آنها را شمردم ديدم درست