122
- شعر بالا گفته « دريد بن صمّه » است ، وى برادرى به نام عبد اللّه داشت او با طائفه « بنى جشم » و « بنى نصر » جنگ كرد و مال فراوانى را بدست آورد ، اين جنگ در سرزمينى به نام « مفرج اللوى » رخ داد پس از پايان جنگ « دريد » به برادر گفت درنگ جايز نيست زيرا قبيله غطفان از ما غافل نخواهند ماند و انتقام خواهند گرفت عبد اللّه قسم خورد تا اموال را تقسيم ننمايند حركت نكند ، ولى بالاخره طائفه غطفان به آنها حمله بردند و عبد اللّه كشته شد ، « دريد » در حالى كه مجروح بود و از او دفاع ميكرد شعر بالا و اشعارى ديگر را زمزمه مىنمود در اينجا بد نيست به جريان دردناك حكمين بطور فشرده اشاره كنيم
چرا حكميت پيشنهاد شد
اين حيلهاى بود كه پس از آشكار شدن نشانههاى پيروزى لشكر امام ( ع ) از ناحيه عمرو عاص به كار زده شد ، زيرا صبح روز سه شنبه دهم ماه صفر سال 37 هجرى پس از نماز صبح دو لشكر به سختى با يكديگر به نبرد پرداختند ، لشكر شام سخت وامانده شده بود ، از آن طرف لشكر عراق طى سخنان گرم و آتشينى كه اشتر ايراد كرده بود آن چنان در نبرد پيش مىرفتند كه چيزى نمانده بود لشكر شام را نابود سازند عمار بن ربيعه مىگويد : اشتر در ميان اصحابش ايستاد و گفت خويشاوندانم فدايتان باد آن چنان به شدت حمله كنيد كه خداى را راضى سازيد ، و دين را عزت بخشيد .
توجهتان به من باشد بهر سو حمله كردم ، حمله كنيد :
اشتر در جنگ فرو رفته بود ، كلاهش را بر قربوس زين گذارده بود بلند