اين نظريه خوبى است اما ! .
معاويه گفت :
به نظر من بايد سران لشكر خود را فرمان دهى آشوبگران را زير نظر بگيرند ، و من در شام چنين خواهم كرد .
عبد اللّه بن سعد گفت :
مردم اهل طمع هستند آن قدر به آنان ببخش تا به تو علاقهمند گردند .
عمرو بن عاص گفت :
تو بنى اميه را بر مردم سوار كردهاى يا عدالت كن و يا از كار كناره بگير . .
عثمان از اين سخن سخت ناراحت شد ، ولى عمرو عاص با همان زرنگى خود به او فهماند كسانى بودند كه امكان داشت خبر را براى آزادى خواهان ببرند ، و چون شما را دوست داشتم چنين گفتم .
عثمان عمال و فرمانداران خويش را باز گرداند و دستور داد مردم را براى جهاد مجهز سازند .
در سنهء 35 هجرى مخالفان عثمان و بنى اميه در شهرهاى اسلامى با يكديگر مكاتبه نمودند و يكديگر را بر عزل عثمان و فرماندارانش تهييج كردند ، و سر انجام به اينجا منتهى شد ، كه از مصر دو هزار نفر به سركردگى « ابو حرب غافقى » از كوفه دو هزار نفر به همراهى « زيد بن صوحان » ، « مالك اشتر » ، « زياد بن نضرو » ، « عبد اللّه بن اصم غامدى » ، و از بصره گروه بسيارى به رهبرى « حرقوص بن زهير » به عنوان زيارت خانه خدا به سوى مدينه حركت كردند در ماه شوال سنه 35 هجرى در نزديكى مدينه هر كدام در نقطه خاصى فرود آمدند ، پس از آن گروهى را به مدينه فرستادند تا مقصودشان را به مردم برسانند .
سرانجام وضع به جائى رسيد ، كه منزل عثمان را محاصره كردند ، اما از
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٠