تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
در اينجا بود كه همگى به معاويه پرخاش كردند و موهاى سر و صورتش را كندند ، پس از آن معاويه نامه‌اى به عثمان نوشت كه اگر اينان در شام باشند ، مردم شام را نيز همچون مردم كوفه خواهند شورانيد . عثمان دستور باز گرداندن آنها را به كوفه داد . . . باز هم والى كوفه از دست آنان به عثمان شكايت برد ، اين بار دستور داد آنها را به « حمص » تحت نظر عبد الرحمن بن خالد تبعيد كند ، و عبد الرحمن در « حمص » با وضع خشونت آميزى با آنان رفتار كرد . در سال يازدهم خلافت عثمان عده‌اى از اصحاب پيغمبر ( ص ) گرد هم آمدند ، و ايراداتى كه به عثمان داشتند وسيلهء « عامر بن قيس » كه مردى خداشناس و عابد بود به او رساندند عثمان به عامر بن قيس جواب اهانت آميزى داد . اما وضع مدينه طورى بود كه عثمان مجبور شد با چند نفر از فرمانداران مورد علاقه‌اش در اين باره مشورت كند ، به اين جهت از عبد اللّه بن عامر ، سعيد بن عاص ، معاوية بن ابى سفيان ، عبد اللّه سعد و عمرو عاص دعوت كرد و جريان هيجان و آمادگى مدينه را براى شورش با آنان در ميان گذارد . در پاسخ وى هر يك نظريه‌اى دادند : عبد اللّه بن عامر گفت : صلاح در اين است كه مردم را به جهاد مشغول سازى تا از اين فكر منصرف گردند . سعيد بن عاص گفت : بايد ريشه درد را قطع كرد ، از كسانى كه وحشت دارى فاصله گير و كار آنان را يكسره كن زيرا جمعيتها چنانچه رهبران خويش را از دست دادند متفرق خواهند شد . عثمان گفت :