تبعيديان كه عبارت از : اشتر نخعى ، مالك بن كعب اسود بن يزيد نخعى ، علقة بن قيس نخعى ، صعصعة بن صوحان و گروه ديگرى بودند وارد شام شدند پس از ورود ، بين آنها و معاويه در جلسات متعددى سخنانى رد و بدل شد از جمله :
معاويه به آنان گفت : يا به نيكى گرائيد و يا ساكت باشيد ! بينديشيد و در بارهء آنچه براى شما و مسلمانان سودمند است نظر دهيد آن را بخواهيد و از آن متابعت كنيد .
صعصعه گفت : تو لياقت آن را ندارى كه ما چنين كنيم و اطاعت از تو در راه معصيت خداوند براى تو بزرگوارى نمىآورد .
معاويه گفت : نخستين سخنم با شما اين است كه : شما را به تقوى و اطاعت خداوند و اتحاد فرمان مىدهم .
آنها گفتند : تو تاكنون پراكندگى و خلاف آنچه پيامبر ( ص ) آورده دستور دادهاى ! معاويه گفت : اگر اين كار را كردهام هم اكنون توبه مىكنم و شما را به تقوا و اطاعت خدا و همكارى با اجتماع مسلمانان امر مىكنم و فرمان مىدهم كه پيشوايان خود را محترم شماريد .
صعصعه گفت : اگر توبه كردهاى من به تو امر مىكنم كه از كارت كناره بگيرى ، چه اين كه در ميان مسلمانان از تو به اين مقام سزاوارتر هست افرادى هستند كه پدرانشان از پدر تو آثار بهترى در اسلام داشته و پيشقدمتر بودهاند .
معاويه گفت : من هم در اسلام قدمى داشتهام گر چه ديگرى از من بهتر بوده اما در اين زمان كسى از من قويتر نيست ، اگر بود عمر بن خطاب و عثمان مرا بر كنار مىنمودند به جانم سوگند اگر كار در اختيار شما باشد يك روز و شب حكومت براى مسلمانان باقى نخواهد ماند . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٨