معاويه تو خيال ميكنى من بسر را به جاى يكى از فرزندانم خواهم كشت ! او پستتر و حقيرتر از اين است ، من اگر بخواهم خونبهاى فرزندانم را بگيرم مىبايست يزيد و عبد اللّه فرزندان تو را به قتل برسانم !
98
- امام ( ع ) در بارهء بسر چنين گفت :
« اللهم ان بسرا باع دينه بالدنيا و انتهك محارمك و كانت طاعة مخلوق فاجر آثر عنده مما عندك ! اللهم فلا تمته حتى تسلب عقله و لا توجب له رحمتك . . . » :
« بار خدايا بسر دينش را به دنيا فروخته و احترام احكامت را هتك كرده است ، اطاعت از يك انسان فاجر و نابكار را بر دستورات تو مقدم داشته » خداوندا ! تا عقلش را نگيرى مرگش را مرسان و رحمتت را هيچگاه شامل حال او مگردان » . . .
چيزى نگذشت « بسر » ديوانه شد و هذيان مىگفت :
مىگفت : شمشير بدهيد تا بكشم ، شمشيرى از چوب به دستش دادند و مشك باد كردهاى را در اختيارش گذاشتند ، با آن شمشير مىزد تا بيهوش مىشد اين وضع تا هنگام مرگش ادامه داشت « شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 2 صفحه 17 و 18 »
99
- اين قسمت ، از خطبهاى است كه امام ( ع ) پس از كشته شدن محمد بن ابى بكر در مصر ، ايراد فرموده است ، در اين خطبه مفصل كه همه را ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - جلد 6 صفحه 94 آورده امام ( ع ) حال عرب پيش از اسلام ، و وضعى كه پيغمبر ( ص ) به وجود آورد ، و پس از آن مرحله خلافت غاصبانه خلفا را شرح مىدهد .
سپس به چگونگى حال معاويه و گرفتن مصر به وسيله عمرو عاص و كشته شدن شيعيانش در آنجا مىپردازد ، و در پايان اصحابش را براى آمادگى به جهاد