پاسخ البته علم غيب به عنوان مستقل براى هر كسى جز خداوند امكان ندارد اما آگاهى از امور پنهانى به اين معنى كه خداوند پيامبرش را آگاه ساخته و او وصى خودش را از آن مطلع نموده ، هيچ تعجبى ندارد در اينجا سخنى است از مرحوم علامه امينى كه به آن اشاره مىكنيم :
وى مىگويد : « منصب نبوت و رسالت آگاهى از غيب را از نواحى مختلف لازم دارد ، و قرآن كريم در موارد متعددى از جمله بعد از نقل جريان مريم در سوره آل عمران آيه 44 - و بعد از نقل سرگذشت نوح در سوره هود آيه 49 و پس از داستان برادران يوسف در سوره يوسف آيه 102 با صراحت مى - گويد اين از اخبارهاى غيبى است كه تو را از آنها آگاه ساختيم .
بنا بر اين انبياء و اولياى پروردگار طبق آيات قرآن از غيب آگاهى دارند با اين تفاوت كه بين آنها از نظر آگاهى درجاتى است ، و هر چند آنها از امور پنهانى آگاه باشند در عين حال هم از نظر كميت و مقدار و هم از نظر كيفيت و چگونگى محدود است ، علومشان عارضى است نه ذاتى ، يعنى به آنها تعليم شده نه اين كه خود از ازل مىدانستهاند ، آنها از خداوند بزرگ كه كليدهاى غيبى در اختيار دارد فرا گرفتهاند » . « 1 » ايراد هشتم مىگويند كلماتى كه در نهج البلاغه در باره مرگ ، زهد و رها ساختن دنيا آمده راه و روش حضرت مسيح ( ع ) را مىرساند كه با كار و كوشش و تلاش امام تناسبى ندارد .
پاسخ امير مؤمنان ( ع ) در نهج البلاغه دنيا را به دو بخش تقسيم كرده : بخشى
هامش
( 1 ) - براى توضيح بيشتر به الغدير و مصادر نهج البلاغه جلد 1 صفحه 197 مراجعه فرمائيد .