ايراد پنجم مىگويند در خطبه امام ( ع ) صناعت فصاحت و بلاغت به كار رفته و سجع در كلمات او ديده مىشود در حالى كه در آن عصر علم فصاحت و بلاغت تدوين نشده بود .
پاسخ درست است كه در آن عصر قواعد فصاحت و بلاغت مدون نبود اما اصل سخنان و اشعار فصيح و داراى سجع و قافيه ، از امتيازات بزرگ مردم آن عصر به شمار مىآمد و على بن ابي طالب ( ع ) در آغوش فصاحت و بلاغت بزرگ شده بود آن مردم قريش ، و اين پيامبر اسلام و آن هم قرآن كريم و آن هم ذوق و نيروى سرشار امام ، همه و همه او را در فصاحت قوى كرده بود كه قواعد فصاحت و بلاغت را از سخن آنها بايد استخراج كرد نه سخن آنها را با قواعد فصاحت تطبيق نمود ، اگر به كار رفتن فصاحت و بلاغت در سخنى عيب شمرده شود بايد اول به قرآن كريم ايراد كرد ، سورههاى « ذاريات » ، « طور » ، « نجم » ، « قمر » ، « الرحمن » ، و « واقعه » را بخوانيد و بسجعى كه در آخر آيات آمده توجه كنيد آن گاه خواهيد دانست كه ايراد مزبور بسيار نابجا است .
در سخنان پيامبر نيز فراوان اين اوزان مشاهده مىگردد .
ايراد ششم مىگويند : دقتى كه در توصيف موجودات از قبيل « خفاش » ( شب پره ) ، « طاوس » ، « مورچه » و « ملخ » به كار رفته و تقسيم بنديهائى كه براى بعضى مطالب از قبيل استغفار ، ايمان و . . . شده است ، در صدر اول اسلام و بين ادباء و دانشمندان آن زمان وجود نداشته بلكه پس از ترجمه شدن كتابهاى يونانيان و فارسيان بوجود آمده و اين دليل است كه نهج البلاغه از سخنان امام نيست ! !
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٤