مىگويند خطبهها و نامههاى طولانى همچون خطبه « قاصعه » ، « اشباح » و « عهد نامه مالك اشتر » در صدر اسلام مرسوم نبوده ، اين خود دليل است كه اين خطبهها و عهدنامهها از امام نيست .
پاسخ مسئله طولانى و يا كوتاه بودن خطبه و سخن چيزى نيست كه واجب باشد از پيامبر و يا خلفاى او تبعيت شود بلكه تابع مقتضيات و مصالح و نيازها است ، بسا به خطبههاى طولانى و احيانا به سخنان كوتاه نياز پيدا مىشود خصوصا با فاصلهاى كه بين زمان امام ( ع ) و زمان پيامبر ( ص ) از نظر اوضاع محيط پديد آمده بود حتى كسانى كه اين ايراد را مىكنند اعتراف دارند كه طولانى بودن خطبهها از نظر منطقى عيبى ندارد علاوه در همان عصر نيز سخن گويان بليغ خطبههاى طولانى القاء مىكردند .
مثلا طبق نقل « جاحظ » در كتاب « البيان و التبيين » ، قيس بن خارجه روزى سخنرانى را شروع كرد و تا شب ادامه داد در صورتى كه از نظر لفظ و معنى تكرارى در گفتهاش نبود و نقل شده كه « صهبان وائل » خطيب معروف در نزد معاويه پس از درخواست معاويه مشغول سخن شد و از هنگام نماز ظهر كه شروع كرد تا هنگام نماز عصر ( حدود سه ساعت ) ادامه داد بدون اين كه خسته شود يا توقف كند معاويه اشاره كرد كه سخنت را تمام كن او به اشاره بمعاويه گفت حرف مرا قطع مكن ! معاويه گفت وقت نماز است ! پاسخ داد :
« هى امامك و نحن فى صلاة و تحميد و وعد و وعيد » :
« هم اكنون ما در نماز و حمد و ستايش خدا و بيان دستورات او هستيم اما كوتاه يا طولانى بودن عهد نامهها بستگى بمصالح و مقتضيات داشته است
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣