به دانشمندان و رؤساى حكومت اسلامى و درسى است به آنها كه مىبايست هميشه مراقب دشمنان خارجى و داخلى اسلام باشند ، و پيش از آنكه ضربهى كارى خود را بر پيكر اسلام فرود آورند ، جلوى آنان را بگيرند .
54
امام پس از بيعت مردم ، نامهاى به معاويه نوشت و دستور بيعت او و اهل شام را صادر فرمود .
معاويه به زبير نامهاى نوشت كه : از مردم شام براى او و پس از او براى طلحه بيعت گرفته ، و بايد سعى كنند حكومت بصره و كوفه را در اختيار بگيرند ، طلحه و زبير از امام تقاضاى حكومت بصره و كوفه را نمودند ، اما امام در پاسخ فرمود :
حكومت را به كسى مىدهم كه به دين و امانتش مطمئن باشم ، اما در بارهء شما فكر مىكنم ، سپس با مغيرة و ابن عباس در اين مورد مشورت كرد ، مغيرة موافق و ابن عباس مخالف بود امام گفتهء ابن عباس را پذيرفت ، طلحه و زبير پس از يأس از حكومت ، اجازهء انجام « عمره » را خواستند ، اما امام يادآور شد كه آنها تصميم بر نقض بيعت دارند ، آنها انكار اين قصد را كردند و با قسمهاى خود بيعت را تجديد كردند ، اما پس از بيرون رفتن از مدينه گفتند : بيعت ما اكراهى بوده است !
55
استدلال امام در برابر زبير بسيار جالب است ، زيرا زبير مسلما بيعت كرده اما اين كه اين بيعت ظاهرى بوده ، احتياج به دليل روشن دارد ، زيرا هر - گونه تعهدى در ظاهر دليل بر موافقت باطن است و بايد به آن وفا كرد ، ما دام كه دليلى بر خلاف آن نباشد .