يادآور مىگردد كه نصرت از جانب پروردگار است .
60
از نكات جالب اين كه : امام ( ع ) پس از پايان جنگ ، وارد بيت - المال بصره شد و آن را مملو از طلا و نقره يافت چند بار فرمود : « غرى غيرى » :
غير مرا فريب ده ! سپس دستور داد آن را بين اصحاب و سربازان تقسيم كنند و بهر كدام پانصد درهم بدهند ، خود نيز همين مقدار برداشت ، در اين هنگام شخصى رسيد كه در جنگ شركت نداشت ، گفت : اى امير مؤمنان ! گر چه در صحنه جنگ نبودم ولى قلبم با شما بود ، به من هم از غنائم چيزى بده ! امام سهم خود را به او بخشيد و چيزى براى خود باقى نگذاشت !
61
بعضى از سربازان در مورد اسارت مردم بصره اصرار مىورزيدند و امام پاسخ منفى مىداد ، و مىفرمود : آنچه از اسلحه و اموال در ميدان جنگ باشد بر شما حلال و آنچه در خانهها است حرام ! پرسيدند : چگونه ممكن است خون آنها بر ما مباح باشد ولى اسارت آنها حرام ، امام ( ع ) فرمود چگونه من اجازه بدهم از مسلمانان و در بلاد اسلام كودكان و فرزندان به اسارت گرفته شوند ( اسارت مخصوص كافرانى است كه به مقابله با لشكر اسلام برمىخيزند ) .
باز بعضى در اسير ساختن شكست خوردگان اصرار ورزيدند ، امام براى اين كه غلط بودن اين پيشنهاد را بر آنها روشن سازد فرمود : بسيار خوب ! نخست قرعه در بارهء عايشه همسر پيغمبر مىاندازيم ، تا به ببينيم سهم كداميك از جنگ جويان مىشود ، همه با شنيدن اين سخن استغفار كردند و گفتند : آيا چنين چيزى ممكن است ؟ و به اين ترتيب از پيشنهاد خود منصرف شدند ( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 250 )