تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
دو نفر خليفه شوند . پس از آن اضافه كرد : پيغمبر تا هنگام مرگ از اين شش نفر راضى بود : على ، عثمان ، طلحه ، زبير ، سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف ، لذا خلافت بين اينان بايد به شورا باشد تا يكى را از ميان خود انتخاب كنند ، و دستور احضار هر شش نفر را صادر كرد ، سپس براى هر كدام عيبى برشمرد و از جمله به طلحه گفت : پيغمبر تا دم مرگ بخاطر آن جمله كه پس از نزول آيه حجاب گفتى بر تو ، غضبناك بود ، و به على گفت : « شما مردم را به راه روشن و طريق صحيح به خوبى هدايت مىكنى ، ولى تنها عيب تو شوخيهاى تو است ! » بعد « ابو طلحه » انصارى را خواست و فرمان داد كه پس از دفن او با 50 تن از انصار اين 6 نفر را در خانه‌اى جمع كند ، تا با يكديگر براى تعيين خلافت مشورت كنند ، و در صورت توافق 5 نفر ، گردن فرد ششم كه مخالف است بزند و در صورت توافق 4 نفر ، دو نفر ديگر را سر ببرد ، و چنانچه 3 نفر يك طرف و 3 نفر طرف ديگر بودند به آن 3 توجه كند كه عبد الرحمن بن عوف بين آنها است ، و سه نفر ديگر را در صورت پافشارى در مخالفت به قتل برساند ، و هر گاه 3 روز از شورا گذشت و توافقى نشد ، همه را گردن بزند ، تا مسلمانان خود شخصى را انتخاب كنند ، پس از دفن عمر ابو طلحه مقدمات اين كار را فراهم ساخت . طلحه كه مىدانست با وجود على و عثمان خلافت به او نخواهد رسيد ، و از على ( ع ) دل خوشى نداشت ، براى تضعيف جانب او حق خود را به عثمان داد ، زبير ، در برابر ، حق خود را به على واگذار كرد . سعد بن ابى وقاص نيز كه مىدانست خليفه نمىشود ، حق خويش را به پسر عمويش عبد الرحمن بن عوف داد . ( بنا بر اين 6 نفر در 3 نفر خلاصه شدند ) عبد الرحمن از على ( ع ) و عثمان