مىشود ، و انتساب علوم شيعه به على ( ع ) بسيار روشن است ، و « شافعى » شاگرد « محمد بن حسن » بود كه او شاگردى ابو حنيفه كرده ، « احمد بن حنبل » نيز از شافعى آموخته ، « مالك » هم شاگرد « ربيعه » است و ربيعه شاگرد « عكرمه » و او شاگرد ابن عباس است ، ابن عباس هم كه شاگرد ملازم على بوده است و بازگشت فقه شيعه به او واضحتر از آن است كه گفته شود زيرا شيعه آنچه دارد از ائمه خود دارد كه همهء آنها علوم خود را از على ( ع ) گرفتهاند و او از پيامبر ( ص ) .
و اما تفسير : كه مىدانيم مفسران اسلامى غالبا از ابن عباس نقل مىكنند و او شاگرد و ملازم دائمى امام ( ع ) بوده است .
و اما ادبيات همه مىدانند كه اصول آن را على بن ابي طالب ( ع ) به « ابو الاسود دئلى » آموخته است ( شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد جلد 1 صفحه 17 - 20 ) .
24
- « ارى تراثى نهبا » اشاره به اين است كه ميراث الهى مرا به غارت مىبرند ، قرآن نيز خلافت را ارث الهى خوانده است «
« وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ »
. . . » ( سوره نمل : 16 ) و در سوره مريم آيه 6 مىخوانيم كه يعقوب از خداوند فرزندى خواسته و چنين دعا مىكند : «
« يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ »
» روشن است كه وراثت سليمان از داود و يحيى از ذكريا و آل يعقوب ظاهرا چيزى جز خلافت الهى نبوده است « 1 »
25
- ابو بكر در سال 13 هجرى ماه جمادى الاخر از دنيا رفت .
( مروج الذهب جلد 2 صفحه 304 چاپ چهارم )
26
- مىگويند از كلمهء « ادلى » استفاده مىشود كه جنبهء رشوه در آن
هامش
( 1 ) - فى ظلال جلد 5 ص 426