تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
است اين ماده در قرآن آيه 188 بقره نيز در مورد رشوه به كار رفته است آنجا كه مىخوانيم «
« وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ »
» : « اموال خود را به حاكمان ، براى خوردن ثروت مردم ، به رشوه ندهيد » . ولى اين سؤال پيش مىآيد كه : عمر براى ابو بكر چه كرده بود تا خلافت را به عنوان رشوه و پاداش به او بسپارد ؟ پاسخ را مىتوان از جملاتى كه ابن ابى الحديد نوشته است فهميد ، او مىگويد : « عمر همان كسى است كه پايه‌هاى خلافت ابو بكر را محكم كرد و مخالفين او را در هم شكست ، او بود كه شمشير زبير را هنگامى كه از نيام بيرون آمده بود ( و مىگفت خلافت بايد به اهلش برسد ) شكست ، و به سينه مقداد كوبيد ، « سعد بن عباده » را در سقيفه زير لگد گرفت ، و گفت : « سعد را بكشيد خدا او را بكشد » ! بينى « حباب بن منذر » را له كرد ، همو بود كه هاشميهائى كه در خانه فاطمه پناهنده شده بودند تهديد كرد و آنان را از آنجا خارج ساخت ، و اگر او نبود كار ابو بكر و امور او روبراه نمىگرديد » ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 1 صفحه 174 چاپ جديد ) .

27

- ابو بكر پس از بيعت ، به مردم خطاب كرد و گفت : « اقيلونى فلست بخيركم » : مرا از خلافت معذور داريد ، كه بهتر از شما نيستم عبارت امام ( ع ) اشاره به همين است ولى عده‌اى از اهل تسنن مىگويند ابو بكر چنين گفت : « وليتكم و لست بخيركم » امير شما شدم و از شما بهتر نيستم ( نهج البلاغه عبده صفحه 40 چاپ دوم )

28

- اين جمله اشاره به خشونت عمر است ، ابن ابى الحديد مىگويد : « عمر زنى را براى پرسش از جريانى احضار كرد ، زن حامله بود ، هنگامى كه