كتاب نهج البلاغه چنين احتمالى داده باشد .
ثانيا - هيچكس گفتگوئى ندارد كه كتاب « المجازات النبوية » و كتاب « حقائق التأويل » و كتاب « خصائص الائمة » از تأليفات سيد رضى است و در آنها سيد رضى تصريح كرده است كه نهج البلاغه را جمعآورى نموده از جمله در كتاب « المجازات النبويه » در پنج مورد به اين مطلب تصريح مىكند . و در مقدمهء نهج البلاغة نيز سخن از كتاب « خصائص الائمة » به ميان آورده است .
و ثالثا مرحوم « علامهء امينى » نويسنده « الغدير » مىگويد : من نسخهاى از نهج البلاغه را پيش يكى از علماى نجف ديدم كه اجازه سيد مرتضى به خط خودش به بعضى از شاگردانش در مورد نهج البلاغه ( نوشته برادرش ) موجود بود وى مىگويد : در آنجا مرحوم سيد مرتضى چنين نوشته است :
« اجزت لفلان رواية كتاب اخى . . . » « 1 » من به فلانى اجازه دادم كتاب برادرم نهج البلاغه را روايت كند .
ايراد دوم اين است كه در نهج البلاغه از صحابه پيغمبر مذمت شده است كه اين كار از شخصى همچون امام ( ع ) بعيد مىباشد .
پاسخ كلمه صحابه به معنى اشخاصى است كه همراه و معاشر و رفيق كسى مىباشند و اين كلمه به شخص كافر ، منافق و مؤمن اطلاق مىشود مگر نه اين است كه در قرآن مجيد سوره كهف آيه 38 آمده است :
« قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ »
:
همنشينش به او گفت آيا به خدائى كه تو را آفريده است كافر شدى ؟
علاوه در قرآن مىخوانيم كه در ميان اصحاب پيامبر ( ص ) افراد فتنهانگيز و
هامش
( 1 ) - مصادر نهج البلاغه جلد 1 صفحه 226 .