آتش زدند علاوه بر كتابهاى مختلفى كه در اثر مبارزات فرقههاى اسلامى نابود شده است « 2 » و نيز مىنويسند : هنگام انقراض حكومت فاطميين تعداد زيادى از كتابهاى كتابخانه مصر را در آتش ، و تعدادى در رود نيل و تعدادى از آن را در صحرا ريختند تا به صورت تل بزرگى در آمد كه به « تل كتاب » معروف شد و بردگان از جلدهاى آنها براى خود كفش مى ساختند « 3 » ايوبيها در آن زمان تصميم گرفتند تمام آثار شيعه را محو سازند يك نظر اجمالى به امثال كتاب « خطط مقريزى » و « الازهر فى الف عام » نوشته « خفاجى » و غير از اين كتابها اين وضع اسفبار را براى شما روشن مىسازد ، آتش زدن كتابخانهء شخصى شيخ طوسى در عصر « طغرل بك » سلجوقى و آتش زدن خانهاش همانطور كه كتابخانهء شاپور بن اردشير را نيز در عصر طغرل بك آتش زدند خود نمونه ديگرى براى جريان است .
مراجعه به جلد 8 كتاب « المنتظم » نوشته « ابن جوزى » در حوادث سال 441 هجرى و بعد از آن شما را از وضع ناراحت كنندهاى كه براى شيعه اهل - بيت از كشتن ، آزار رساندن ، و سوزاندن كتابخانههاى آنها ، به وجود آمد كه شيخ طوسى را ناچار ساخت در سال 450 به نجف اشرف مهاجرت كند ، و حوزهء نجف را تأسيس نمايد ، آگاه خواهد ساخت .
با اين وضع آيا مىشود گفت تمام مدارك و مأخذهائى كه شريف رضى از آنها نقل نموده باقى مانده باشد ؟
نويسندهء كتاب « مصادر نهج البلاغه » مدارك مورد اعتماد خويش را به چهار قسم تقسيم مىكند :
هامش
( 2 ) - خزائن الكتب القديمه فى العراق صفحه 30
( 3 ) - تاريخ التمدن الاسلامى جلد 3 صفحه 410