خطبه - 84 : « يكى از خطبههاى امام ( ع ) است كه در آن سخنى از عمرو عاص آلوده و ستمگر به ميان آمده » ( 191 . ) شگفتا ! پسر آن زن بد نام ( 192 . ) در ميان مردم شام نشر مىدهد كه من اهل مزاح هستم مردى شوخ طبع ، كه مردم را سرگرم شوخى مىكند .
حرفى به باطل گفته ! و سخنى به گناه انتشار داده است .
آگاه باشيد بدترين گفتار ، دروغ است او سخن مىگويد و دروغ مىگويد ، وعده مىدهد و تخلف مىنمايد ، درخواست مىكند و اصرار مىورزد ، اگر از او چيزى درخواست شود بخل مىكند ، به پيمان خيانت مىنمايد ، و پيوند خويشاوندى را قطع مىكند ، به هنگام نبرد سر و صدا راه مىاندازد و تهيج و تحريص مىنمايد ( اما اين سر و صدا ) تا هنگامى است كه دست به شمشيرها نرفته ، در اين هنگام براى رهائى جانش بهترين و بزرگترين نقشهاش آن است كه جامهاش را بالا زند و عورت خود را آشكار سازد ( 193 . ) ( تا از كشتن او چشمپوشى شود ) ! آگاه باشيد به خدا سوگند ، ياد مرگ مرا از شوخى و سرگرمى باز مىدارد ، ولى او را فراموشى آخرت از گفتن سخن حق باز داشته است ( 194 . ) او حاضر نشد با معاويه بيعت كند جز اين كه از او مزدى بدست آورد ، و در برابر از دست دادن دينش بهائى گرفت .
خطبه - 85 : « از خطبههائى است كه امام ( ع ) ايراد فرموده و در آن هشت قسمت از صفات جلال خدا آمده است » .
گواهى مىدهم كه جز ( اللّه ) خداى بى شريك ، معبودى نيست ، همان مبدأ نخستينى كه پيش از او چيزى نبوده ، و آخرى كه انتها ندارد ، صفاتش در وهم نيايد ، و عقلها چگونگى كنه ذاتش را درك نكنند ، تجزيه و تبعيض در او راه ندارد ، و چشمها و قلبها توانائى احاطه به او را پيدا نمىكنند ( 195 . )
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٩