و نه خوابى كه اندوهش را بر طرف سازد ، ميان مجازاتهاى گوناگون و كيفرهاى كشنده گرفتار است ، از چنين سرنوشتى به خدا پناه مىبريم ! اى بندگان خدا كجا هستند آنان كه در طول عمر از نعمت برخوردار بودند ؟ كجايند آنها كه تعليم يافتند و درك كردند اما مهلتشان دادند ولى آنها به لهو و لعب پرداختند ، و آنها را از آفات بدور داشتند اما آنان فراموش كردند ؟
زمانى طولانى به آنها مهلت ، و عطاياى نيكو داده شد ، و آنها را از كيفر دردناك بر حذر داشتند ، و به نعمتهاى بزرگ وعده دادند ، و از گناهانى كه انسان را در ورطه هلاكت مىافكند و از عيبهائى كه باعث خشم خدا مىشود بر حذر داشتند ، ( ولى آنها از تمام اين امور پند نگرفتند ) .
اى دارندگان چشمها ، گوشها ، سلامت و متاع دنيا ! هيچ راه گريز يا خلاص ، و پناهگاه ، و يا فرار ، يا بازگشتى هست ؟ يا نه ؟ به كجا رو كرده و به كدام سو مىرويد ؟
و به چه چيز مغرور مىشويد ؟
تنها بهرهء هر كدام شما از زمين به اندازه طول و عرض قامت شما است ، در حالى كه گونهها بر خاك سائيده مىشود .
هم اكنون اى بندگان خدا ! تا ريسمانهاى مرگ بر گلوى شما نيفتاده ، و روح شما براى بدست آوردن كمالات آزاد است و جسدها راحت ، و در وضعى قرار داريد كه مى - توانيد با كمك يكديگر مشكلات را حل كنيد و هنوز مهلتى داريد ، و جاى تصميم و توبه و بازگشت از گناه باقى مانده ( از فرصت استفاده كنيد ) :
پيش از آنكه در شدت تنگناى وحشت و ترس و اضمحلال و نابودى قرار گيريد ، و پيش از آنكه مرگى كه در انتظار شما است شما را فرا گيرد و دست قدرت و تواناى عزيز مقتدر شما را اخذ كند ( آرى پيش از همهء اينها فرصت را غنيمت شماريد ) .
شريف رضى مىگويد :
در خبر است هنگامى كه امام ( ع ) اين خطبه را ايراد فرمود : بدنها بلرزه ، اشكها سرازير ، و دلها ترسان شد ، و جمعى از مردم اين خطبه را « غراء » ناميدهاند .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٧