تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
آغاز به تكبر كرد ، رو گردانيد ، و بى پروا در بيراهه گام نهاد . هوا و هوس را از اعماق وجود خود بيرون مىكشد ، و براى بدست آوردن خواسته‌هاى دل و لذت بى حساب در دنيا خود را به رنج مىافكند ، هرگز نمىپندارد مصيبتى برايش پيش مىآيد . پرهيز و خشوعى ندارد ، در حال فتنه و فريب به سر مىبرد ، و در دل بدبختيها كمى زندگى كرده ، در حالى كه در برابر آنچه از دست داده بدل و عوضى بدست نياورده و وظائف واجب خود را ترك نموده . هنوز كوشش او در راه هوا و هوس و بدست آوردن آرزوهايش پايان نپذيرفته كه ناراحتيهاى مرگ به او نزديك مىشود ، روزها متحير و شبها در درون دردها و بيماريها تا به صبح بيدار است ، در ميان برادرى غمخوار و پدرى مهربان افتاده و صداى ( همسرش ) به گريه بلند است . ( و همسر يا مادرش ) در كمال اضطراب و ناراحتى به سينه مىكوبد ، اما او در حالت بيهوشى و سكرات مرگ ، و غم و اندوه بسيار ، و نالهء دردناك ، و جان دادن ، و با حالت انتظارى رنج‌آور ، دست به گريبان است ، ( و سرانجام جان مىسپارد ) سپس او را مأيوسانه در كفن مىپيچند و در حالى كه آرام و تسليم است بر مىدارند و بر روى چوبهاى تابوت مىافكنند ، خسته و كوفته و لاغر به سفر آخرت كه در پيش دارد مى - رود ، دوستان و فرزندان و جمع برادران او را به دوش مىكشند و تا سر منزل غربت و خانه‌اى كه هرگز از او نمىتوان ديدن كرد ، و در وحشت و تنهائى بايد در آن بسر برد ، او را پيش مىبرند ، ( و در درون قبرش مىگذارند ) . اما هنگامى كه تشييع كنندگان و ناله سردهندگان برگردند ، وى را در حفره گور مىنشانند . او از ترس و تحير در سؤال و لغزش در امتحان آهسته سخن مىگويد ، و بزرگترين بلا در آنجا آب سوزان آتش دوزخ و برافروختگى شعله‌ها و نعره‌هاى آتش است ، نه لحظه‌اى مجازات او آرام مىگيرد كه استراحت كند ، و نه آرامشى وجود دارد كه از درد او بكاهد ، و نه قدرتى كه مانع كيفر او شود ، نه مرگى است كه او را از اين همه ناراحتى برهاند . . .