تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
آگاه باشيد دنيا بسرعت پشت كرده ، و به قدرته ماندهء ظرفى كه آب آن را ريخته باشند بيشتر از آن باقى نمانده است ! و به هوش باشيد كه آخرت رو به ما مىآيد . دنيا و آخرت هر كدام فرزندانى دارند بكوشيد از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا ، زيرا در روز رستاخيز هر فرزندى به مادر خويش ملحق مىگردد . هم اكنون هنگام عمل است نه حساب ، و فردا وقت حساب است نه عمل ! سيد رضى مىفرمايد : « حذاء » يعنى سريع ، و بعضى آن را « جذاء » خوانده‌اند ( كه به معنى بى بركت و بى عاقبت است ) . كلام - 43 : « امام ( ع ) پس از آنكه جرير بن عبد اللّه بجلى ( 136 . ) را به عنوان نمايندهء خود براى گفتگو با معاويه به شام فرستاد ، يارانش از او خواستند كه آماده مبارزه شود امام ( ع ) در پاسخ آنها سخنان ذيل را ايراد فرمود » : « آمادگى براى جنگ يعنى درب صلح را بستن » مهيا شدنم براى جنگ با شاميان ، با اين كه « جرير » را به رسالت به سوىشان فرستاده‌ام به معنى اين است كه راه صلح را به روى آنها بسته‌ام ! و اگر بخواهند اقدام به كار نيكى كنند آنها را منصرف ساخته‌ام ، من مدت اقامت جرير را در شام معين ساخته‌ام كه اگر تأخير كند روشن مىشود يا فريبش داده‌اند و يا از اطاعتم سرپيچيده . عقيده من اين است كه صبر نموده با آنها مدارا نمائيد ، در عين حال من مانع از آن نيستم كه شما خود را آماده پيكار كنيد ( ولى من شخصا اين كار را نمىكنم ) . من بارها اين موضوع ( مناسبات خود را با دستگاه جبار معاويه ) بررسى كرده‌ام ، و پشت و روى آن را مطالعه نموده‌ام ، ديدم راهى جز پيكار ، و يا كافر شدن نسبت به آنچه پيامبر اسلام آورده است ، ندارم ، زيرا قبلا كسى بر مردم حكومت مىكرد كه اعمالش حوادثى آفريد و باعث گفتگو و سر و صدا شد ، به او شديدا اعتراض كردند و تغييرش دادند . . .