گروه ديگر آنانند كه شمشير كشيدهاند و شر و فساد خويش را آشكار اعلام مىدارند ، لشكرهاى خود از سواره و پياده گرد آورده ، و خويشتن را آماده كردهاند ، دينشان را براى اين تباه ساختهاند كه ثروتى بيندوزند ، و يا فرماندهى جمعيتى را براى خود فراهم سازند و يا به منبرى صعود كرده براى مردم خطبه بخوانند ، چه بد تجارتى است كه انسان دنيا را بهاى خويشتن ببيند ، و به جاى نعمتها و رضايت پروردگار در آخرت ، زندگى اين جهان را برگزيند .
گروه سوم كسانى هستند كه : ( از زير نقاب ) كارهاى آخرتى دنيا را مىطلبند و آخرت را به وسيله كارهاى اين جهان نمىطلبند ، خود را كوچك و متواضع جلوه مىدهند ، گامها را كوتاه برمىدارند ، دامن لباس خويش را جمع مىنمايند ، خويشتن را به زيور ايمان - داران مىآرايند ( خود را به شعار مردان صالح آراستهاند ) و پوشش خدائى را وسيله معصيت قرار دادهاند .
گروه چهارم آنانند كه پستى و بى وسيلهاى آنان را از رسيدن به جاه و مقام بازداشته و دستشان از همه جا كوتاه شده و خود را به زيور قناعت آراستهاند و به لباس زاهدان زينت دادهاند ( اما حقيقت اين است ) كه در هيچ زمان نه بهنگام شب و نه بهنگام روز در سلك زاهدان راستين نبودهاند ! .
راغبان به خدا ( در اين ميان ) گروهى باقى ماندهاند كه : ياد قيامت چشمهاشان را فرو افكنده ، و ترس باز پسين اشكشان را جارى ساخته ، اينان ( به خاطر سخنان حقى كه مىگويند ) يا از جامعه رانده شدهاند و در خاموشى و تنهائى فرو رفتهاند و يا ترسان و مقهور مانده ، و يا لب از گفتار فرو بستهاند ، و بعضى هم مخلصانه به كار دعوت بسوى خدا پرداختهاند ، عدهاى هم گريان و دردناكند ، كه تقيه آنان را از چشم مردم انداخته است ، و ناتوانى وجودشان را فرا گرفته ( اينان به كسانى مىمانند ) كه در درياى نمك غوطهورند ، دهانشان بسته ، و قلبشان مجروح است ( آن قدر ) نصيحت كردهاند كه خسته شدهاند ، از بس مغلوب شدهاند ناتوان گشتهاند و از بس كشته دادهاند به كمى گرائيدهاند . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٩